رونمایی از یک اثر کربلایی/اشک های ماتم بر بوم های عاشورایی

کد خبر: 82326327 (5692433) | تاریخ خبر: 09/09/1395 | ساعت: 12:21|
'; $.ajax({ type: "Post", url: "/NetServices/Ajax.aspx/SendToFriend", data: "{data:'" + data + "', enterd: '" + enterd + "' , captcha:'" + captcha + "' }", contentType: "application/json; charset=utf-8", dataType: "json", success: function (msg) { if (msg.d == "") { //alert('با موفقیت ارسال شد'); ResultText.innerHTML = "

با موفقیت ارسال شد

"+ divbody; } else { alert(msg.d); ResultText.innerHTML = oldhtml; } ctl00_ctl00_ContentPlaceHolder_ContentPlaceHolder_NewsContent3_Ajaxsendfriend_uc1_Captcha_US1_chanagesecurecode(); }, error: function () { ResultText.innerHTML = "error"; } }); } function ShowPopup(layer, obj) { $(".popup").colorbox({ width: "350px", inline: true, href: "#ResultText" }); //var objLayer = document.getElementById(layer); //doPopup(objLayer,obj) }

در واپسین روزهای ماه صفر که مصیبت و غربت اهل بیت(ع) بیش از هر زمانی دل های شیعیان را کربلایی می کند، پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری با همکاری موزه ملی، نمک مصیبت های مسلم بن عقیل را بر دل های حسینی پاشیدند و به بهانه رونمایی از کتاب تابلوی عزیمت مسلم بن عقیل از مدینه به کوفه، مراسم شبیه خوانی و پرده خوانی برپا کردند.
کتاب تابلوی عزیمت مسلم بن عقیل از مدینه به کوفه به همت اردشیر صالح پور در 88 صفحه و در قطع خشتی تلاش کرده تا تحلیلی زیبایی شناختی از اثر عاشورایی محمد مدبر را در مکتب نقاشی خیالی نگاری و قهوه خانه ارائه دهد.
چه زیبا مدبر در نقاشی های خود بخشی از مصیبت های کربلا را به تصویر کشیده و در 30 پرده، عزیمت سفیر سیدالشهدا(ع) به سرزمین کربلا را با داستان محمد و ابراهیم فرزندان مسلم بن عقیل را روایت کرده است.
برخی معتقدند گویا مدبر کتاب روضه الشهدای ملاحسین واعظ کاشفی سبزواری را خوانده و با مقتل ابومخنف و لهوف ابن طاووس آشنایی داشته ولی همانگونه که خود مدبر می گوید منبع الهام او مجلس تعزیه شهادت مسلم و طفلان او بوده است.
مدبر که او را «نقاش عاشورا» لقب داده اند، یک بار گفته بود: هفت سالی بیشتر نداشتم که یتیم شدم و در تعزیه تکیه دولت نقش طفلان مسلم را بازی می کرد. فریاد یتیمی غریبی سر دادم. من اگر نقاش عاشورا نباشم، اگر خون ناکسان را بر پهنه بوم نریزم، پس چه کسی به داد مظلومانی چون من خواهد رسید.
او همچنین گفته که «من عمری در کربلا زندگی کرده ام، اگرچه هرگز پایم به خاک داغ کربلا نرسیده است اما کربلایی ام، چون مسلم گویی من هم به کوفه رفته ام، در به دری کشیده ام، شلاق نامردان را خورده ام.»
آری اینگونه بود که تابلوی مدبر سرمشق و الگوی بسیاری از نقاشان قرار گرفت و شهرتش از قهوه خانه ها به سراسر کشور رسید.
در این کتاب سخنی از هادی سیف در وصف مرحوم مدبر آمده که «مدبر، قلمی پرتوان و شکوهنده در هنر تصویرسازی در زمینه وقایع کربلا و حماسه های مذهبی بر پرده های ارادت در ساخت و پرداخت چهره خاندان پیامبر(ص) و اولیاء و اهل حق و معصومین شهیدان کربلا و آشکار نمودن شقاوت و سنگدلی و رسالت اهل رسالت هنری والا داشت.»
صالح پور در مراسم رونمایی از این کتاب، سرگذشتی از زندگی مدبر را ورق زد و از آه و اشک او گفت که چگونه در زمان کودکی در تکیه دولت محو تماشای تعزیه خوانان می شده و هر آنچه را می شنیده با قلم بر پرده ها متجلی می کرده است.
این پژوهشگر هنرهای آیینی گفت که مدبر در 30 پرده، تصویری از مصیبت های مسلم و فرزندانش را در مکتب خیالی نگاری به زیباترین شکل ارائه داده و در حالیکه با صدایی زیبا مصیبت های اهل بیت(ع) را زمزمه می کرده، در یک دست با قلم خود هنرنمایی می کرده و با دستی دیگر اشک های خود را پاک می کرده است.
وی در مراسم رونمایی از این کتاب، ظرافت ها و هنرنمایی های مدبر در هر یک از 30 تابلو را با صبر و حوصله برای حاضران بیان کرد و با زبانی ساده زیبایی های این تصاویر را به رخ کشید، تابلوهایی که در ابعاد 253 در 204 سانتیمتر در موزه دوران اسلامی موزه ملی ایران نگهداری می شود و اینک در قالب یک کتاب منتشر شده است.
صالح پور اضافه کرد: این تابلوها حاوی ارزش های دینی و اعتقادی ما است و باید سپاسگزار قلم مدبر باشیم که بخشی از فرهنگ و اعتقاد ما را به تصویر کشیده است.
اگر بخواهیم 30 تابلو از مصیبت های مسلم بن عقیل را مرور کنیم، پرده های عزیمت مسلم از مدینه، خدعه ولید، اجازه گرفتن کربلا و چاووشی نمودن علی اکبر(ع) تصاویری از شهر مدینه را ارائه می دهد و پرده های مراجعت مسلم، آمدن هانی به پیشواز مسلم، هانی، نماز مسلم در مسجد کوفه، رفتن مردم از دور مسلم، خانه طوعه، آمدن پسر طوعه و جنگ حضرت مسلم در ادامه داستان آمده است.
از چاه درآوردن مسلم، حضرت مسلم سوار بر قاطر، ابن زیاد، دارالعماره، شریح قاضی، چوپان، جنگ چوپان، آوردن کودکان مسلم به زندان، خواب مشکور (زندانبان کودکان مسلم)، نجات دادن کودکان مسلم از زندان، طفلان بر لب شط، خانه حارث، زن حارث و کنیز و پنج تابلو از حارث که فرزندان مسلم را به مسلخ برده و سرهای آنان را تحویل ابن زیاد می دهد و در انتها در آتش قهر الهی سوزانده می شود، حکایتی از پایان این داستان است.
صالح پور درباره چینش تابلوهای مدبر بر روی یک پرده گفت: طراحی اسپیرال یا حلزونی در نقاشی های خیالی نگاری رعایت می شود و در این روش تابلوها بر خلاف عقربه های ساعت چیده می شود و زمانی که راوی تاریخ را روایت می کند، به شرح تصاویر بر خلاف عقربه های ساعت می پردازد و تصاویر از سمت راست آغاز می شود و بقیه تصاویر به سمت پایین چیده می شود.
وی همچنین گفت: در این تصاویر سه لایه وجود دارد که شامل لایه های بیرونی، درونی و مرکزی می شود و تصویر مرکز دوازدهمین تصویر است که برگرفته از یک عدد تمثیلی است و می تواند اشاره ای به شیعه اثنی عشری داشته باشد.
صالح پور تابلوی دوازدهم را اوج این تابلوها دانست که صحنه جنگ مسلم بن عقیل را با سربازان ابن زیاد به تصویر کشیده است.
در واقع تابلوی دوازدهم گرمترین و شلوغترین پرده این تابلو است و کارزاری پرشور و دلاوری های مسلم را به نمایش می گذارد. در این تابلو چهره دشمنان، کریه و خشم آلود و چهره مسلم طبق سنت نقاشی قهوه خانه ای، متین و آرام است و هیچگونه آثار ضعف و سستی در نبرد با دشمنان در چهره او دیده نمی شود. اگرچه مسلم در این پرده، تنهاست ولی به تنهایی از پس لشکریان برآمده و دلیرانه مبارزه می کند.
هر یک از پرده های عاشورایی مدبر انسان را به تدبیر و تفکر وامی دارد، چرا که او با اشراف بر ماجرا و رعایت موازین تاریخی به تصویرگری پرداخته و زمانی که کار تابلوهای خود را به پایان می رساند، اظهار رضایت و خشنودی می کند.
مدبر می گوید «وقتی فرمایش مش صفر اسکندری را در کشیدن این تابلو اطاعت کردم، دیدم خیلی اصرار دارد که یک تابلوی ماندنی و پر شور و حال از روایت عزیمت مسلم به کوفه برای او بسازم. قبل از شروع کار به او گفتم: مش صفر، تو آدم باخدایی هستی. دعایت گیراست. من دستور تو را به روی چشم اجرا می کنم اما تو هم دعا کن، آن دنیا پیش ائمه اطهار خجالت زده نشوم.»
فرمایش مشهدی صفر اسکندریان زیر پرده مجلس دهم یعنی خانه طوعه آمده است و صالح پور در کتاب خود درباره این پرده می نویسد: مسلم بی پناه در کوی و برزن، سرگردان بر در و دیوار خانه زنی به نام طوعه فرود آمده است و از فرط تشنگی تقاضای آب می کند.
طوعه زن کنیزی بود که آزاد شده و به ازدواج اسید بن مالک حضرمی درآمده و پسری ناخلف از او داشت که نامش بلال بود. طوعه که همان شب به انتظار پسرش در خانه را باز و بسته می کرد، چشمش به غریبه ای خورد که بی پناه به دیوار خانه او تکیه داده و تقاضای آب می کرد.
در ادامه توضیح این پرده آمده است: طوعه شیعه بوده و از مسلم پذیرایی کرده و شب به او جای می دهد اما فردای همان روز شوهر و پسر طوعه به رغم میل مادر، به جاسوسان ابن زیاد محل مسلم را اطلاع می دهند.
صالح پور می نویسد: این پرده کاملا مربع شکل است و به شکل سه قسمتی فاصله و تفاوت خانه ها را به لحاظ دوری و نزدیکی از هم تمییز داده است. بر در خانه، زنی سیاهپوش با کاسه ای آب در دست ایستاده و مسلم دست خود را به نشانه دریافت کاسه به آن سو متمایل کرده در حالی که با دست دیگرش بر شمشیر تکیه زده و این صحنه نیز تنهایی مسلم را برای فجایع بعدی آماده می کند.
یکی دیگر از پرده های زیبا به روایت صالح پور پرده مجلس شانزدهم یعنی دارالاماره است که دو عمارت بلند در صحنه دیده می شود و در انتها عمارتی کوچکتر به لحاظ بعد مسافت و به خاطر رعایت پرسپکتیو، نقاشی شده اند که تا عمق صحنه کشیده شده اند.
بر عمارت بلند اولیه، مسلم خون آلود بر لبه بام است و فردی در پشت سر او قرار گرفته تا او را به پایین پرتاب کند.
به روایت این پژوهشگر هنرهای آئینی، بر پیراهن سفید مسلم لکه های خون آشکار است.
در قسمت پایین، تصویر افتاده مسلم که از بام به زمین انداخته شده دیده می شود که شخصی در حال خارج شدن و گویی پیکر بی جان مسلم را با طناب کشیده و از قاب خارج می شود.
حالت سقوط مسلم به گونه ای است که گویی هم اکنون به زمین پرتاب شده است. نکته جالب توجه در این تصویر، استفاده از عنصر حرکت است که در یک قاب مسلم را بر بالای بام می بینیم و در پایین قاب به زمین افکنده شده و هر دوی این حالات درست در تقابل هم از گوشه راست به گوشه چپ افکنده شده است اما این خیالی نگاری به همین جا خلاصه نشده بلکه در فضا و آسمان کوفه درست در مقابل بام، تصویر امام حسین(ع) در هاله ای از نور نقاشی شده و حضور خیالی امام را که در مکه قرار داشته،‌ به تصویر کشیده است.
شهادت طفلان مسلم بر پرده مجلس بیست و هفتم به تصویر کشیده و در شرح آن آمده است: حارث به حالت نیم زانو نشسته و با ساعد خود خنجر را برای بریدن سر طفلان تیز می کند. طفلان مسلم با لباس سفید، ایستاده و دست هایش در حالتی از تسلیم و رضا قرار دارد. در انتهای صحنه همان دو نخل تمثیلی که نشانگر آنان است، دیده می شود و اسب در حالتی اعتراض گونه از بالا شاهد ماجراست و یک پای خود را بالا برده است.
صالح پور درباره پرده سی ام می نویسد: آخرین قاب پرده به آتش زدن و مجازات حارث اختصاص دارد. از گوشه قاب چوبی با چهار قلاب آویزان شده که حارث به یکی از این قلاب ها آویزان شده است، در حالیکه دستانش از پشت بسته شده و به سزای اعمال خود رسیده و در آتش و شعله هایش در حال سوختن است و دو صف از سپاهیان مسلح با سپر در دو طرف صحنه ایستاده اند ولی مشخص نیست چرا سه قلاب دیگر به چوبه دار، خالی مانده است.
این کارشناس هنری در پایان کتاب به تطبیق تابلوی خیالی نگاری مسلم با آثار مشابه همچون آثار حسین قوللر آقاسی پیشکسوت نقاشی قهوه خانه ای و فتح الله قوللر آقاسی که پسرخوانده حسین قوللر است، می پردازد ولی تاکید دارد: از محمد مدبر نقاشی های دیگری با مضمون وقایع کربلا از جمله مصیبت کربلا و گودال قتلگاه به همین سبک و سیاق و به سه شیوه قاب قابی نیز کشیده شده که میل و علاقه مدبر را به تابلوهای روایتی و نمایشی می رساند.
صالح پور به تصویر تابلوی شش قسمتی عزیمت مسلم اثر محمد مدبر نیز می پردازد و از تابلویی دیگر شبیه تابلوی عزیمت مسلم یاد می کند که توسط فتح الله قوللر کشیده شده و می نویسد: این تابلو با همان سبک و سیاق بر پرده و تعدد مجالس در 15 قسمت طراحی شده که در هر ستون آن پنج پرده و در سه ستون نقاشی شده ولی نه مجالس شماره گذاری شده و نه نظم تفکیکی به لحاظ تصویری در چیدمان به لحاظ تقدم و تاخر به جز ستون اول دیده می شود.
گرچه توضیح هر یک از تابلوهای مرحوم مدبر در تابلوی عزیمت مسلم بن عقیل از مدینه به کوفه از حوصله شیفتگان و عاشقان حسینی خالی نیست ولی مطالعه کتاب و دیدن تصاویر زیبای آن حسی دیگر به آدمی می دهد.
فراهنگ ** 1003 ** 1071 ** خبرنگار: محمدرضا جعفرملک ** انتشار دهنده: امید غیاثوند

انتهای پیام /*

تبلیغات

تمامی مطالب از سایت های مجاز فارسی و ایرانی تهیه و جمع آوری شده است، در صورت وجود هرگونه مشکل از طریق [email protected] تخلف اطلاع دهید.

سایت خبری موریکس

جستجو های اخبار روز

جدیدترین اخبار

داغ ترین اخبار