ده تئوری عجیب و معروف در مورد بازی های کامپیوتری که هوش از سرتان خواهند پراند

ده تئوری عجیب و معروف در مورد بازی های کامپیوتری که هوش از سرتان خواهند پراند

"قسمت اول"

"به قلم : محمد حیدری"

بهتر است قبل از ذکر هر نکته ای مقاله ی خود را با یک هشدار شروع کنم! بعضی مطالب پیش رو ممکن است به خاطرات دوران کودکی شما آسیب جدی وارد کنند!

همه ی ما خوب بیاد داریم که چگونه بازی های کامپیوتری تا به امروز نقش غیرقابل انکاری در خلق بعضی از بهترین خاطرات ما در طول زندگیمان ایفا کرده اند. بازی هایی که نه تنها از جنبه ی سرگرمی، بلکه گاها درست همانند یک دوست و یا حتی یک معلم ، تا به همین لحظه، ما را طول زندگیمان همراهی کرده و لحظات تلخ و شیرین فراموش نشدنی ای را برایمان رقم زده اند. امروز قصد بررسی موضوعی را داریم که شاید به میزان زیادی تصورات و خاطرات شما را در مورد بازی های مورد علاقه ی تان تغییر دهد. فی الواقع این سوال مطرح است که آیا حقیقتِ همه چیز ، آنگونه که ما در لایه ی ظاهری بازی ها دیده ایم و بیاد داریم بوده است ؟ آیا مفاهیم و معانی پنهانی در پس پرده ی بعضی بازی ها نهفته است که حتی ممکن است هرگز از آن ها مطلع نشویم ؟

هم اکنون به بررسی چند نمونه از عجیب ترین ، جالب ترین و در عین حال معروف ترین تئوری ها (و گاها شایعاتی) می پردازیم که تابحال در مورد بازی های کامپیوتری از طرف هواداران و یا حتی منتقدین عنوان شده اند. به یاد داشته باشید که مطالب پیش رو فقط تئوری هستند و این شما هستید که باید در نهایت تصمیم نهایی را در ذهن خود برای پذیرش و یا رد آن ها بگیرید.

..........

این نظریه ، یکی از معروف ترین و شناخته شده ترین تئوری هایی ست که تابحال در مورد یک بازی کامپیوتری عنوان شده و تک تک سرنخ های ریز و درشت داخل بازی حکایت از آن دارند که ماریوی عزیز در واقع همه ی مدت در حال ایفای نقش بر روی یک استیج بوده و شما فقط یه تماشاچی ساده بوده اید! (بهتر است اینطور بگویم که ماریو به هیچ عنوان برای نجات جانش به شما بدهکار نیست. همه ی دشمنان گرامیِ داخل بازی از خدمه ی پشت استیج و دست اندرکارانِ زحمت کشِ تئاتر بوده اند!)

برخی از این شواهد و سرنخ ها (که با شماره به تصاویر مرتبط شده اند) عبارتند از :  

 

1.صحنه ی آغازین بازی که در آن به وضوح می توانید پرده و سکوی یک استیج نمایش را مشاهده کنید.

2.در محیط بازی ، بلاک ها به بک گراند پیچ و متصل شده اند و حتی می توانید سایه ی آن ها را روی آسمان (که خود پارچه ای آبی رنگ است) به وضوح ببینید.

3.بخش انتهایی مراحل که دقیقا پایانِ سِت استیج را نشان می دهد.

4. سکوهای پرش درون بازی که به سقف متصل شده و پلتفرم های متحرکی که به توسط ماشین های مخفی پشت استیج حرکت داده می شوند.

5. غیره

اگر چنین سرنخ هایی برای راضی کردن شما کافی نیست که ... (در حال پر کردن خشاب) ... متاسفانه مجبورم به شک و تردید های شما تیر خلاص را وارد کنم. همانطور که در ابتدای متن هم توضیح دادم این تئوری باعث هیاهوی زیادی میان هواداران شد تا جایی که آقای "شیگرو میاموتو (Shigeru Miyamoto) "در ماه سپتامبر سال 2015 شخصا به این موضوع واکنش نشان داده و در کمال ناباوری آن را "تایید" کرد.

حال سوال اصلی بعضی تئوریسین ها اینجاست که آیا این قسمت از ماریو ، تنها قسمتی از این عنوان است که شما روی استیج نمایش قرار دارید ؟ از آنجا که در بازی "سوپر ماریو 64" و تک تک نسخه های "Mario Kart" شما همه ی مدت توسط یک "لاکیتو" بوسیله ی دوربین دنبال می شوید ، آیا ... (نگاه به دوربین) ... ماریو همه ی این مدت فقط یک بازیگر بوده است؟

..........

تقریبا هیچ شکی ندارم که بین خوانندگان این مقاله ، بنده تنها کسی نیستم که نام نسخه ی هشتم بازی "فاینل فنتزی" در ذهنم بعضی از بهترین ، شیرین ترین و فراموش نشدنی ترین خاطرات دوران گیمری ام را زنده می کند. چه شب های بیادماندنی ای را با برادرم (که اکنون سال هاست در فاصله ی بسیار دوری از من زندگی می کند) و این بازی صبح نکردیم. یاد آن روز ها بخیر؛ مطمئنا به یاد دارید که در انتهای آخرین مبارزه ی دیسک اول این بازی در مقابل "اِدی" ، او "اسکوآل" را توسط جادوی یخی خود زخمی کرده و باعث سقوطــَــش از سکوی محل مبارزه (در حالی که "رینوآ" نیز نظاره گر این صحنه ی دردناک است) می شود. اینجاست که تئوری دوم ما شکل می گیرد. شاید برایتان عجیب باشد ولی عده ی زیادی از هواداران این بازی معتقدند که پس از این اتفاق ، "اسکوآل" در واقع می میرد و همه آنچه از دیسک دوم بعد اتفاق می افتد در حقیقت رویاها و مکاشفات روحی کرکتر اصلی بعد از مرگ هستند. جالب است بدانید که در این مورد می توان به شواهد زیادی (از جمله فانتزی تر شدنِ محسوس تم بازی بعد از این اتفاق، بعضی دیالوگ های بشدت عجیب رد و بدل شده در بازی ، ترمیم کاملا ناگهانی وغیرمنتظره ی زخم های "اسکوآل" از ابتدای دیسک دوم و غیره) نیز استناد کرد. 

 

نظریه پردازان این تئوری مدت هاست این موضوع را به بحث گذاشته اند و حتی وب سایتی با نام squallsdead.com در اینترنت در همین زمینه و از طرف هوادارانِ این تئوری ایجاد شده است. اگر علاقه دارید از جزییات این تئوری و دلایل "متعددِ" ساپورت کننده ی آن مطلع شوید ، حتما پیشنهاد میکنم از این وبسایت دیدن کنید. 

..........

آیا بازی Fallout 3 واقعا می تواند آینده را پیش بینی کند؟ ممکن است بمحض خواندن تیتر این تئوری با خود فکر کرده باشید که : "بله ، خب معلوم است که قصد "فال آوت" پیش بینی آینده بوده است. جهان به احتمال بسیار زیاد در آینده به این شکلِ آخرالزمانی درخواهد آمد" و غیره ولی .... نه ، منظور من این نیست. مدت هاست در میان گیمرهای کنجکاو شایعات عجیبی در مورد یک ایستگاه رادیویی خاص در این بازی دست به دست می شود. ایستگاهی که نکات بسیار مرموزی در مورد آن وجود دارند.

اگر این بازی را تجربه کرده باشید با Galaxy News Radio که توسط شخصی به نام "ثری داگ" اداره و کنترل می شود و از  طریق "پیپ بوی" قابل شنیدن است آشنایی دارید. هنگامی که تصمیم به کشتن این شخص می گیرید او با فردی به نام "مارگارت" که در حقیقت دستیار اوست جایگزین می شود. بعد از انجام یکی از ماموریت ها و نابود کردن Riven Rock این ایستگاه رادیویی بطرز عجیبی تغییر کرده و به منبعی برای شنیدن اعداد تصادفی (تصادفی؟!) تبدیل می شود. اعدادی که با صدای اندوهناک خودِ "ثری داگ" (که قبلا او را کشته اید) برای شما خوانده می شوند و و فی الواقع منبع اصلی به وجود آمدن تئوری سوم ما هستند. از نظر عده ی زیادی از هواداران  این نظریه ، این اعداد نشان دهنده ی تاریخ های مشخص و دقیقی هستند که از رویدادهای گذشته و یا حتی "آینده" (در دنیای واقعی) خبر می دهند. آیا برای این ادعا نیاز به مدرک دارید ؟

پیام رادیویی اول)

“…ONE-TWO-FIVE-FIVE-TWO-EIGHT-TWO-ZERO-ONE-ZERO. WHAT YOU TALKIN’ ‘BOUT? YOU’LL BE MISSED.” 

پیام بالا ، پیش بینی کننده ی تاریخ "بسیار دقیق" ... تاکید میکنم ، بسیـــــــــــــــــــــــــــــــار دقیق مرگ "گری کولمن" (بازیگر ، صدا پیشه و کمدین آمریکایی) در ساعت 12.05 روز 28 ام ماهِ "مِی" سال 2010 می باشد. حال یکبار دیگر اعداد بالا را مرور می کنیم تا به ارتباط پی ببرید :

12.5.5.28.2010

(پاورقی : حتی "ساعت دقیق" مرگ این شخص در ویکی پدیای ایشان ثبت شده که در صورت اطمینان نداشتن می توانید آن را چک کنید و متوجه شوید که کاملا با اعداد ذکر شده همخوانی دارد. لازم به ذکر است که بازی "فال آوت" در تاریخ 28 اکتبر 2008 یعنی بیش از یکسال قبل از این اتفاق منتشر شده بود)

پیام رادیویی دوم

“nine-four-five-four-two-zero-two-zero-one-zero. Accident in the gulf, several dead. Oil spill  apparently averted.”

بعید می دانم بتوان از این بی پرده تر به رویداد بسیار معروف و اسف بارِ انفجار چاه های نفتی شرکت "بی.پی" اشاره کرد.

(از فرمول بالا برای این اعداد نیز استفاده کنید)

اعداد و پیام های موجود در این بازی فقط به رویداد های آینده اشاره ندارند و گاها بعضی اتفاقات مهم گذشته در دنیای واقعی را نیز در خود ثبت کرده اند ولی آیا ، این موضوع تا چه حد حقیقت دارد؟ آیا همه ی این اعداد دقیق به شکل کاملا اتفاقی و تصادفی بدست آمده اند ؟ شما چه فکر می کنید ؟

وب سایت ها و فروم های بسیار زیادی در مورد این مبحث و رمز و راز های ناگفته ی آن ایجاد شده اند که در صورت علاقه مند بودن می توانید از آن ها دیدن کنید. 

..........

صحبت از اتفاق و "تصادف" شد. در این تئوری قصد معرفی گل سرسبد بازی هایی را داریم که نامشان با بعضی از حوادث تلخ و عجیب پیوند خورده است. در سال 1981 ، "جف دایلی (Jeff Dailey) " نوزده ساله توانست با ثبت امتیاز 16.660 در بازی آرکید Berzerk ، رکورد بالاترین امتیاز ثبت شده ی این عنوان را جابجا کند. هنوز مدت کمی از این اتفاق نگذشته بود که او بر اثر حمله ی قلبی جان خود را از دست داد. حدودا یک سال بعد شخص دیگری با نام " پیتر بورکووسکی (Peter Burkowski) " موفق شد رکورد بیشترین امتیاز این بازی را ارتقا دهد که بطرز بسیار عجیبی او نیز پس از مدت بسیار کوتاهی بر اثر ضایعه ی قلبی درگشت !! (اطلاعات این دو نفر را حتی می توانید در عمومی ترین و بعضی از رسمی ترین منابع معرفی این بازی پیدا کنید)

این اتفاق حتی به عنوان یک تصادف عجیب به نظر می رسد ، اینطور نیست ؟ مرگ دو نفر ، جابجا کننده ی رکورد یک بازی با دلایل و برهه های زمانی کاملا مشابه ! عده ای دیگر از طرفداران و دنبال کنندگان این بازی که ذوقِ فانتزی و داستان سرایی قوی تری دارند برای هر چه بیشتر کردن پیاز داغ مساله ، این موضوع را به اولین رکورد و وجود عدد 666 در آن نسبت می دهند.

آیا شیطان شخصا دل خوشی از شکنندگان رکورد در این بازی ندارد؟

" یـــــــــ .... یه لحظه صبر کن!! همین الآن حین نوشتن این مطلب، دقیقا به 1666 امین کلمه ی مقاله رسیدم . مـــ .... من ... من نمیخوام بمــــــــــیرم . نـــــــه ... "

..........

احتمالا شما هم ضرب المثل " تا نباشد چیزکی / مردم نگویند چیزها " را شنیده و ممکن است حتی گاها با آن استناد هم کنید. اما آیا این موضوع تا چه حد صحت دارد؟ آیا صرفا هر گفته ای (که گاهی ممکن ناشی از تخیلات محضِ یک ذهن باشد) قابل پذیرش است؟ آیا واقعا مردم برای گفتن "چیزها" ، نیاز به "چیزکی" دارند ؟

سال 2001 ، کنسول پلی استیشن 1 و هیاهوی این کنسول در صنعت بازی. شاید باورش برایتان سخت باشد اما یکی از جنجالی ترین مسائل آن سال ها که ذهن بسیاری از گیمرهای "منحرف!" و گاها "نابالغ" را به خود مشغول کرده بود و از نظر بسیاری از منابع یکی از عمومی ترین و شناخته شده ترین تئوری ها و شایعاتِ مطرح شده  در مورد بازی هاست ، شایعه وجود کد رمزی برای نمایش دادن "لارا کرافت" به شکل برهنه در بازی بود. حتی تصورش را نمی توانید بکنید که چطور حجم عظیمی از گیمر ها تقریبا به هر دری میزدند و هر زمینی را می شکافتند تا بتوانند به این کد رمز دست پیدا بکنند. اما در نهایت ، هیچ دستاوردِ خِیر ای نصیب آنان نشد. منبع اصلی این شایعه دقیقا مشخص نیست ، اما بطور قطع می توان گفت کمتر شایعه و تئوری ای در مورد یک بازی تا این حد در زمان خود میان طرفداران فعالیت و جنب و جوش! بوجود آورده است. با یک سرچ مختصر در اینترنت می توانید به عمق این مساله پی ببرید.

یک نگاه به تصویر بالا بیندازید. بشخصه اگر چنین شور و شوق و جنب و جوشی در مورد لارا کرافتِ سمت چپ بوجود می آمد ، آن را منطقی می دانستم ، ولی حالت برهنه ی لارا کرفتِ سمتِ راست در بهترین حالت ممکن احتمالا شبیه سیب زمینی نارَس ای خواهد بود که توسط یک شخص نابینا برش داده شده است. حالا که به این مساله فکر می کنم (خیس شدن چشم ها) ... شاید ما گیمرها واقعا بزرگ شده ایم . شاید همزمان با تحول کنسول ها ، ما نیز پخته تر و پر توقع تر شده ایم. بهتر که فکر می کنم بیاد می آورم که چقدر گیمر های آن زمان از نظر بصری کم توقع بودند و همین باعث شده بود سازندگان بیشتر فکر و تلاش خود را روی محتوای بازی متمرکز بکنند تا جزییات ظاهری. یاد باد آن روزگاران ، یاد باد.

و ضمنا به عنوان آخرین نکته ، هیچ کدام از ما به قطع نمی دانیم ، شاید این مساله شایعه نبوده و این کد کشف نشده ، واقعا وجود خارجی داشته باشد!! (لبخند پلید)

به پایان قسمت اول این مقاله رسیدیم.

ممنون که تا این بخش با ما همراه بودید. بزودی با قسمت دوم " ده تئوری عجیب و معروف در مورد بازی های کامپیوتری که هوش از سرتان خواهند پراند " در خدمت شما خواهم بود.

امیدوارم از قسمت اول لذت برده باشید.

تبلیغات

تمامی مطالب از سایت های مجاز فارسی و ایرانی تهیه و جمع آوری شده است، در صورت وجود هرگونه مشکل از طریق info@morix.ir تخلف اطلاع دهید.

جستجو های اخبار روز

جدیدترین اخبار

داغ ترین اخبار