دیدار مجدد با برزخ | نقد و بررسی بازی Inside

دیدار مجدد با برزخ | نقد و بررسی بازی Inside

این روزها به تعداد کثیری از بازی‌هایی که شاید چند سال قبل بی صبرانه منتظر منتشر شدنشان بودم هیچ حسی ندارم؛ طوری که در اکثر مواقع شاید بعد از چند ساعت، دیسک بازی را از کنسول یا PC خارج کنم و در آرشیو بگذارم تا بعدا در موقعیت دیگری به سراغش بروم. دیگر آن اشتیاق قبلی را ندارم. علتش را نمی‌دانم، شاید مشکل از من است که دیگر مثل سابق نیستم؛ شاید هم بازی ها ضعیف‌تر  و تجاری شده اند و هدف اصلی خود را فراموش کرده اند. اما یک چیز را به خوبی می‌دانم و آن هم عناوین مستقل کوچکی هستند که هر از گاهی در میان آن بازار شلوغ و سردرگم عناوین AAA سری تکان می‌دهند و در کمال تعجب ماندگار می‌شوند‌. تعدادی از آنها هم به مانند بسیاری از بازی های این روزها برای مدت کوتاهی می‌آیند و به دست فراموشی سپرده می‌شوند اما خوشبختانه جدیدترین ساخته Playdead و عنوانی که قرار است در این بررسی به آن بپردازیم، جزو دسته اول و شاید چیزی فراتر از آن است.

۰۲-۸

سازنده: Playdead

ناشر: Playdead

پلتفرم: PC, Xbox One

 درجه سنی: M

هنوز هم به درستی نمی‌دانم چه رازی در باطن عناوین مستقل پنهان شده است که تا این حد جذاب و دست نیافتنی به نظر می‌رسند. در واقع علاقه زیادی هم به فهمیدنش ندارم؛ شاید بهتر است این موضوع همانطور دست نخورده در گوشه ذهنم باقی بماند. مگر این هایپ لعنتی چه تاثیر مثبتی جز افزایش روز افزون سود سازنده‌ها و ناشران و نا امید شدن مکرر بازیبازان داشته است. آنقدر تریلر و اطلاعات و تصاویر مختلف از بازی نگون‌ بخت در اینترنت و شبکه های مختلف و فضای مجازی منتشر می‌کنند که تا هنگام انتشار تقریبا یک سوم آن را بدون خریداری کردنش مشاهده کرده‌اید. حتی اگر از این مورد نسبتا بی‌اهمیت! هم فاکتور بگیریم؛ هر از گاهی به لطف کاربران عزیز، اطلاعات مهمی از عنوان مورد انتظارتان در سطح اینترنت لو می‌رود و به این شکل، بخش مهمی از پیچش‌های داستانی بازی نیز برایتان بی‌معنی می‌شود. شاید خوبی عناوین مستقلی نظیر Limbo یا Inside این است که بی سر و صدا و بدون هیچ حرف اضافه‌ای می‌آیند، به مانند یک بمب منفجر می‌شوند و تا ابد در خاطره‌ها باقی می‌مانند.

۷XWnjtnySubz6s2yiAzCSZ-1200-80

توصیف کردن Inside مقداری دشوار است. بعد از به پایان رساندن Limbo، مدت زمان زیادی منتظر اثر بعدی استودیو Playdead بودم؛ با این حال پس از تجربه جدیدترین اثر آنها، به این نکته پی بردم که این انتظار طولانی بی‌علت نبوده و کاملا ارزشش را داشته است. بازی شاید در نگاه اول همان Limbo باشد که اکنون پر زرق و برق تر به نظر می‌رسد. در حقیقت، شروع هر دو عنوان بسیار شبیه به هم است ولی اگر بخواهیم صادقانه قضاوت کنیم، پیشرفت‌های به وجود آمده در تازه‌ترین اثر استودیو Playdead انقلابی هستند. تیم حاظر در این استودیو، پس از خلق Limbo برای مدت زمان شش سال مشغول کار بر روی Inside بوده‌اند و همین موضوع به خوبی وسواس و دقت بالای سازندگان در تمامی بخش‌های بازی را نشان می‌دهد.

شخصیت اصلی بازی تقریبا یادآور همان پسر بچه تنهای Limbo است. بی خبر از همه جا در جریان بازی قرار می‌گیرید و کنترل این پسر بچه را در یک جنگل مخوف به دست می‌گیرید. با گفتن مخوف به هیچ عنوان قصد اغراق کردن ندارم. اگر Limbo را تجربه کرده باشید، بدون شک در بی‌رحم بودن بازی با من هم عقیده هستید. خوشبختانه یا متاسفانه Inside نیز از همین اصل فکری پیروی می‌کند و به استراتژی‌های بدون فکر بازیکنان به بدترین شکل ممکن پاسخ می‌دهد.

insi06

مکانیک‌های گیم‌پلی تغییر خاصی به خود ندیده‌اند و با همان مکانیزم آشنای قدیمی سرکار داریم که اکنون بهبود‌هایی را نسبت به قبل داشته است که مورد بدی هم محسوب نمی‌شود. همانطور که می‌دانید، Inside در ژانر پازل-پلتفرمر قرار می‌گیرد. به مانند Limbo و سایر عناوین این سبک، تعامل با محیط نیز از بخش‌های کلیدی بازی محسوب می‌شود. تعامل با محیط شامل مواردی نظیر کنترل و حرکت دادن جعبه‌ها، استفاده از طناب‌ها برای جابجایی و… است. این موارد و قسمت‌هایی که در ادامه به آن‌ها خواهیم پرداخت؛ در کنار سیستم پلتفرمینگ تقریبا بی نقص بازی قرار گرفته اند تا اثری بی‌نظیر را خلق کنند.

یقینا Inside به مانند برادر بزرگترش تنها یک پلتفرمر ساده نیست. بازی از اتمسفری برخوردار است که آن را از تمام عناوین این ژانر متمایز کرده است. اتمسفری تیره و ترسناک که سراسر بازی را در بر گرفته است. این همان جنبه‌ای است که باعث می‌شود آثار Playdead مرموز به نظر برسند. مورد دیگری که در این امر نقش زیادی داشته است نحوه روایت بازی است. اعضای Playdead هیچ علاقه‌ای به روایت مستقیم داستان خود ندارند ولی داستان را به مانند صفحات پراکنده یک کتاب در عنوان خود پراکنده کرده‌اند. در مجموع، به دلیل گنگ بودن روایت نمی‌توان با  اطمینان اظهار نظر کرد اما می‌توان اینطور گفت که در Inside با مردم افسرده و جامعه‌ای خیالی سرکار داریم که عدالت و مساوات در آن رعایت نمی‌شود.

inside

در آغاز کار، هیچ اطلاعاتی در رابطه با شخصیت اصلی و یا افرادی که در حال تعقیب کردنش هستند نداریم و در ادامه هم اطلاعات واضح و خاصی در رابطه با آنها دریافت نمی‌کنیم. در واقع دنیای بازی به گونه‌ای خلق شده است که گویی نقش راوی داستان را نیز بر عهده دارد. طراحی هنری بازی بی‌نظیر است و آنقدر در انتقال حس‌ها و تشکیل اتمسفر مورد نظر سازندگان موفق عمل می‌کند که پس از چند دقیقه خود را غرق شده در اقیانوس کوچک Playdead خواهید یافت. شخصیت اصلی در حال فرار کردن از گروهی است که به نظر نمی‌آید هیچ علاقه ای به او داشته باشند! بنابراین باید همواره از دید افراد آنها، خودرو های گشت و بازرسی و سگ های تعقیب کننده پنهان بمانید و در غیر این صورت عواقب خوبی در انتظارتان نخواهد بود.

اگر به طراحی هنری ساده Limbo که گرایشی مینیمال داشت و برزخی کابوس مانند را به تصویر می‌کشید علاقه داشتید، قطعا از Inside هم لذت خواهید برد‌. نکته مثبت و مهم این است که سازندگان مدت زمان بسیار بیشتری در اختیار داشته اند و به کوچکترین جزییات نیز توجه ویژه ای کرده‌اند. این موضوع در تمامی قسمت های بازی از انیمیشن‌های روان گرفته تا طراحی چشم‌نواز محیط‌ها به چشم می‌خورد. یکی از نکاتی که باعث شده Inside زیباتر از برادرش به نظر برسد، فاصله گرفتن از رنگ تیره به عنوان رنگ غالب بازی و رنگی تر شدن جهان بازی است. البته این به معنی رنگارنگ بودن دنیای تازه Playdead نیست. تمامی رنگ‌های بکار رفته سرد و بی روح بوده و از هیچ رنگ شاد و پر انرژی در محیط‌های بازی استفاده نشده است تا همچنان با همان جهان قبل مواجه شویم که اکنون پرجزییات تر شده است. در این طراحی زیبا، تناقضی نیز به چشم می‌خورد. تقابل رنگهای تیره و روشن و تاریکی و روشنایی تضاد زیبایی را به وجود آورده است و در کل می‌توان استایل هنری Inside را خاص، متفاوت و بیهمتا دانست.

۰۴-۷

در زمینه صداگذاری و موسیقی نیز با چنین گرایش ساده  و در عین حال هوشمندانه‌ای طرف هستیم. در مقاطعی از بازی تقریبا موزیکی وجود ندارد. همانند Limbo بیشترین تمرکز سازندگان بر روی صدا‌‌‌های محیطی بوده است. صدای حرکت شخصیت اصلی، وزش باد، جریان آب و هر موردی که به زنده شدن دنیای بازی کمک می‌کند. در واقع این راهبرد بسیار زیرکانه و درست بوده و با به تصویر کشیدن تم هایی چون تنهایی، خشونت و افسردگی در غوطه‌ور شدن بازیکنان در این جهان تاثیر چشمگیری داشته است.

البته Inside با وجود مدت زمان نسبتا کوتاهی که دارد از تنوع بالایی برخوردار است و به طور شگفت انگیزی از ابتدا تا انتهای بازی شما را میخکوب خواهد کرد. با وجود برتری تم سکوت و حضور آن در اکثر نقاط بازی، در مواقعی نیز شاهد شکستن این ریتم و تعقیب و گریز‌هایی هستیم که به خوبی اعتدال محتوا را در بازی ایجاد کرده است. سازندگان به طرز خارق‌العاده ای می‌دانند که در چه موقعیتی لازم است تا تغییر را ایجاد کنند و این بدون شک یکی از کلیدی‌ترین نقاط قوت بازی است. در واقع سازندگان در استفاده از هیچ موردی زیاده روی نمی کنند. شاید به همین خاطر بهترین پازل‌های بازی تا این میزان دوست داشتنی هستند زیرا در سراسر بازی تنها یکبار با آنها روبرو می‌شویم و به این شکل هیچوقت جادوی خود را از دست نمی‌دهند.

۰۱-۹

بسیاری از بازی ها در ابتدا مکانیک های رایج در بازی را به تدریج معرفی می‌کنند و در ادامه آنها را تکرار می‌کنند و این دور تکرار تا انتها حفظ می‌شود طوری که بازیکن دیگر حس خاصی نسبت به آن موضوع ندارد. خب آن بازی ها فرق می‌کنند. در اینجا با یک شاهکار طرف هستیم و چنین عنوانی نیازمند خلق موقعیت‌های خاطره انگیزی است که تکرار نمی‌شوند و این دقیقا کاری است که Inside انجام می‌دهد. در واقع مثل خیلی از عناوین دیگر این امکان وجود داشت که از این موارد بارها و بارها در بازی استفاده شود تا مدت زمان آن افزایش پیدا کند اما تیم Playdead کیفیت عنوان خود را فدای کمیت نکرده‌اند و تک تک لحظات این تجربه کوتاه بسیار ارزشمند هستند و کوتاه بودن بازی را نمی‌توان به هیچ عنوان یک نکته منفی تلقی کرد. تنها موردی که می‌تواند یک موضوع منفی تلقی گردد تمام شدن زود هنگام این تجربه بی‌نظیر است که ممکن است تا سالیان طولانی تکرار نشود.

Inside-01-Death-by-Dog-768x324

مدت زمان نسبتا زیادی بود که هیچ عنوانی نتوانسته بود به این اندازه شگفت زده ام کند و از Playdead بخاطر خلق چنین اثری بی‌نهایت ممنونم. علاوه بر این کاملا مشخص است این جملات به هیچ عنوان حق این عنوان را ادا نمی‌کنند و تنها توصیه من این است که اگر تا کنون بازی را تجربه نکرده‌اید هر چه زودتر اقدام کنید و طعم دنیای تازه Playdead را خودتان شخصا بچشید. همچنین تجربه Inside نه تنها به تمامی افرادی که از Limbo لذت بردند، بلکه به تمامی علاقه‌مندان سبک پلتفرمر و‌ تمامی گیمرهایی که به دنبال یک تجربه متفاوت و کمیاب هستند توصیه می‌شود. امیدوارم به اندازه من از دیدار مجدد با برزخ Playdead خوشحال شوید.

۸۸fbd6d0-9579-4307-a829-e5a0db864e21

تبلیغات

تمامی مطالب از سایت های مجاز فارسی و ایرانی تهیه و جمع آوری شده است، در صورت وجود هرگونه مشکل از طریق info@morix.ir تخلف اطلاع دهید.

جستجو های اخبار روز

جدیدترین اخبار

داغ ترین اخبار