نقد و بررسی آلبوم موسیقی «تاریکی» از زنده یاد «هادی پاکزاد»

hadipakzaddarknessآریا کرنافی: نوشتن در مورد هنرمندی همچون هادی پاکزاد که ترانه‌هایش درگیر مضامین سطحی نیست کمی سخت است. با وجود اینکه در انعکاس افکار خود در ترانه‌ها بسیار موفق بود، «تاریکی» نقطه کوری در آثار او به شمار می‌رود.

زبان، ابزار تبادل فکر و در واقع رمز عبور قفل ذهن انسان‌ و اصلی‌ترین ویژگی و معیار هویت و باور است. کلام موجب نزدیکی افراد یک جامعه و شکل گیری اجتماعات و ایجاد ارتباطات یک پارچه است. مردم با بهره گیری کلام، افکار خود را به زبان آورده و ارتباطات عمیق پدید می‌آورند. شخصیت و هویت افراد بر اساس نحوه بیان و کلام آن‌ها شکل می گیرد. این مسئله در موسیقی نیز وجود دارد.

رواج گسترده موسیقی در سال های اخیر، انتقاداتی پیرامون کیفیت آثار هنری ارایه شده در این حوزه بر انگیخته است. برخی از این انتقادها متوجه نوع ترانه‌هایی است که در موسیقی پاپ به مخاطب ارایه می شود.

نحوه بیان افکار، به وسیله ترانه، بنیان اصلی در موسیقی با کلام است. توصیف و تعریف شعر هر چه باشد میزان قوه تخیل را در مغز شاعر به نمایش می‌گذارد. این که تخیلات و توهمات عوامل درک انسانی، در ترانه و شعر سهم ویژه‌ای دارند، مورد تردید نیست، ولی این که آیا این امور همه ماهیت ترانه است یا نه؟ مورد بحث و تأمل است.

ترانه از مظاهر موسیقی به شمار می‌رود و ابزار اجرای آن با موسیقی متفاوت است. چنان‌چه در موسیقی نتیجه کار، اصوات و ابزار اجرا، سازها هستند اما در ترانه نتیجه حاصل، کلمات و ابزار اجرایی، حنجره است.

ترانه در کنار موسیقی به عنوان انتزاعی ترین فرم‌های هنری، از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. هر ترانه هنگام نوشتن متعلق به زمان خاص خود است و امروز به زبان بیان دغدغه‌های افراد تبدیل شده است.

امروزه نقش ترانه در موسیقی مدرن بسیار پر رنگ شده است. ترانه اگر با آگاهی و توسط آهنگ‌ساز مسلط انتخاب و نوشته شود، تکمیل کننده پیام موسیقی است. در واقع موسیقی بدون کلام حاوی پیغام خاصی نیست، بنابراین هرکسی برداشت شخصی خود را خواهد داشت اما با اضافه شدن ترانه، سمت و سوی خاصی پیدا می کند.

مهدی اخوان ثالث می‌گوید: یک «شاعر» در جامعه اگر نگوییم از حساس ترین اعضا و عناصر است، لااقل یکی از حساس ترین نقاط و شاخه‌های پیکره و درخت آدمیت است، درختی در جنگل انسانی و جامعه ی بشری که هر نسیم آرام و باد تندی که می وزد، هر بارش و تابش و ضربت و ریزش بر او شاید بیش از دیگران تاثیر داشته باشد.

یکی از عناصر ترانه در موسیقی، زبان و تفکر پشت آن است. آنچه حافظ را برای ما از مرز زمان بیرون می آورد تفکر اوست وگرنه نمادهای عصر ما با نمادهای زمان او تفاوت بسیاری دارد. ترانه بازگوی فراز و نشیب‌ و باورهای انسانی از گذشته تا کنون است.

هادی پاکزاد هنرمندی بود که بیش از آن‌که بر جنبه‌های موسیقایی اثار خود تمرکز داشته باشد، بر کلام خود تکیه می‌کرد. او بارها در گپ و گفت‌های مختلف از کلام محور بودن آثار خود سخن گفته بود. ترانه و شعر همواره اولویت اصلی او در موسیقی بود و این مهم‌ترین تمایز آثار او با سایر آثار موسیقی راک در ایران به شمار می‌رفت.

استفاده از اشعار کلاسیک به جای ترانه نویسی بزرگ‌ترین مشکل موسیقی راک در ایران به شمار می‌رود. جایی که آهنگسازان و تولید کنندگان این حوزه تقریبا خود را در بن‌بست اندیشه می‌بینند. این روند هرچند در سال‌های اخیر با حضور گروه‌هایی همچون کامنت تا حدودی تغییر کرده و موجب شده تا برخی از این هنرمندان به سمت ترانه‌سرایی سوق پیدا کنند. به طور مشخص تعداد اندکی از گروه ها و ترانه سرایان در ایران موفق شده اند تا خصوصیات ویژه موسیقی راک را در ترانه‌های خود منعکس کنند. از همین روی در اکثر آثار راک باکلام ایرانی، مهم‌ترین ویژگی آن یعنی عنصر ارتباطی کلام نادیده گرفته شده است. شاید بیشترین عامل موفقیت هادی پاکزاد، ترانه‌های نوین او باشد که حاصل خلاقیت و تلاش او طی سال‌های متمادی است.

با این وجود «تاریکی» تقریبا نامنظم‌ترین آلبوم هادی پاکزاد که تا به حال از او منتشر شده، به شمار می‌رود؛ هرچند یک کالکشن از آثاری است که او از گذشته تا به حال منتشر کرده است. او با کنار گذاشتن دو آلبوم «سرزمین وحشت» و «زندگی زیرزمین»، مجموعه‌ای از بهترین اثار خود را در یک آلبوم گنجانده است. البته شاید همیشه بهترین‌ها کنار یکدیگر، برترین‌ها نباشد. ترانه‌های او تصاویر و تشبیهات نو آورانه‌ای را در خود جای داده که ذهن هر شنونده‌ خلاقی را بر می انگیزد؛ اما روند قطعات در آلبوم تاریکی کمی کسل کننده به نظر می‌رسد.

سوژه هایی که این خواننده طی مدت زمان هر آهنگ به وسیله کلام خود بیان می‌کند؛ متفاوت است. شیوه‌ای که موجب می‌شود هر شنونده ای تصویر ویژه‌ای نسبت به متن ترانه در ذهنش ترسیم کند.

هریک از این آثار در جای خود و در آلبوم خودشان، روایتگر یک داستان بوده‌اند اما اکنون بیشتر شبیه به تکه‌های گم شده پازل هستند. اکثر آثار هادی پاکزاد از منظر ترانه، یک سیر داستانی و مفهومی را دنبال می‌کرد، که این آلبوم از آن قاعده مستثنی شده است.

در متن ترانه‌ها اگر لایه‌ پنهان معنایی و عنصر زیبایی‌شناسی وجود داشته باشد، پشت مفاهیم و زبان ساده قرار می‌گیرد که با تکرار آن قابل دریافت می‌شود؛ ولی با یک بار شنیدن معانی باید روابط، جذابیت‌های موسیقایی و نیز تخیل کلام منتقل شود. پس یک ترانه خوب، ارتباط سالم و موثری با مخاطب برقرار می‌کند. اندیشه، عاطفه، تخیل و سایر عناصر، در حد متعادل و متناسب در ترانه‌های این خواننده وجود دارد.

ترانه‌های هادی پاکزاد، با توجه علاقه وافرش به فلسفه، به سمت این موضوع گرایش دارد. حتی ترانه‌های عاشقانه او، به شیوه خاصی بیان شده و خبری از «دوست دارم» های رایج موسیقی نیست. اما آن جا که لازم بوده، بیان عواطف و احساسات به نحوی بسیار ملموس و تاثیر گذار انجام شده است.

از همان نخستین قطعه آلبوم (اُ منفی) با غافلگیری ذهن مخاطب در مفهوم و توصیف خیلی خاص از یک عشق مرموز روبرو هستیم. شروع بسیار جذاب و وهم انگیز آهنگ، شنونده را به توجه بیشتر ترغیب می‌کند. استفاده از واژگان متفاوت، تازه و به نوعی کمتر شنیده شده نیز، به دقت در این اثر گنجانده شده است. این فرم و مدل تقریبا در کل آلبوم رعایت شده است. از همه مهم‌تر توجه به موضوعاتی که کمتر به آن‌ها پرداخته شده یا اصلا توجهی به آن‌ها نشده، به شکل ویژه‌ای آثار این هنرمند را نسبت به دیگران، تمیز داده است.

امروز هرچند «هادی پاکزاد» میان مخاطبان خود نیست، اما کلام او همچنان پابرجاست و زبان او وسیله تبادل افکار میان او و مخاطبانش است.

تبلیغات

تمامی مطالب از سایت های مجاز فارسی و ایرانی تهیه و جمع آوری شده است، در صورت وجود هرگونه مشکل از طریق info@morix.ir تخلف اطلاع دهید.

جستجو های اخبار روز

جدیدترین اخبار

داغ ترین اخبار