‫رشوه تازه داماد به پلیس برای پنهان ماندن راز نیمه شب تابستانی

رکنا: جوانی که به مواد مخدر اعتیاد دارد و از عاملان تهیه و توزیع مواد افیونی است هنگام دستگیری از ترس نامزدش پیشنهاد ده میلیون تومان رشوه به ماموران انتظامی داد.

سهراب چندی قبل به خواستگاری دختر یکی از آشنایان رفت و ازدواج کرد ، او دوران شیرین نامزدی را سپری می کند.
از این که به دختر مورد علاقه اش رسیده سرشار از شادمانی است و در پوست خود نمی گنجد.
ولی واقعیتی تلخ را از شریک زندگی اش مخفی نگاه داشته است. نوعروس جوان نمی داند داماد شاخ شمشاد به مواد مخدر اعتیاد دارد.
جوان 26 ساله و دو دوستش ساعت یک بامداد در یکی از خیابان های مشهد پرسه می زدند که با خودروی گشتی کلانتری 37 روبرو شدند.
آنها قصد فرار داشتند اما ماموران انتظامی داماد جوان و یکی از دوستانش را دستگیر کردند. در بازرسی بدنی از این دو متهم، 72 گرم تریاک بسته بندی شده کشف شد.
پیشنهاد رشوه برای مخفی نگه داشتن یک راز:
داماد جوان لحظه ای که دستبند قانون، دستانش را بست و داخل خودروی گشتی پلیس نشسته بود دچار ترس و فشار عصبی شدید شده بود.
مرد از داخل جیب هایش مبلغ یک میلیون ریال وجه نقد بیرون کشید. در حالی که دستانش می لرزیدند و رنگ به چهره اش نمانده بود سرش را آرام جلو برد و در گوش افسر گشت پلیس گفت: خواهشی دارم ، شرایط مرا درک کنید ، زندگی ام دارد خراب می شود.
او اسکناس ها را در دست افسر پلیس گذاشت. مرد جوان وقتی با چهره برآشفته مامور نیروی انتظامی مواجه شد تصمیم دیگری گرفت.
داماد جوان با صدایی بغض گرفته گفت: جناب سروان ، من به تازگی ازدواج کرده ام. امشب تا دیروقت بیرون بودم و بهانه آوردم که سرکار هستم . قرار بود به خانه پدر همسرم بروم. نامزدم چند بار زنگ زده و منتظرم است.
این صد هزار تومان را بگیرید و چند دقیقه جلوی یک بانک توقف کنید تا ده میلیون تومان دیگر هم به حساب عابربانک شما کارت به کارت کنم و بی خیال من شوید.
مرد با عجز و لابه می گفت: باید هر چه زودتر به خانه بروم ، اگر خانواده همسرم بویی از این ماجرا ببرند زندگی ام به هم می ریزد. شک ندارم اگر نامزدم بفهمد اعتیاد دارم بی برو برگرد طلاقش را می گیرد.
افسر پلیس موضوع پیشنهاد رشوه را نیز ضمیمه گزارش خود کرد و به داماد جوان گفت: خیلی دیر به خودت آمده ای ، باید از همین جا بتوانی از راه خطا برگردی و خودت را اصلاح کنی.
جوان معتاد بی آن که بداند سرنوشت خود را دستی دستی به گرداب سیاه اعتیاد کشانده و به شدت دچار ترس و اضطراب شده بود به کلانتری منتقل شد تا برای سیر مراحل قانونی راهی دادگاه شود.
متاسفانه خانواده همسر این مرد با اعتماد به آشنایی قدیمی خانوادگی و به اعتبار اسم و رسم پدر و مادر دامادشان با ازدواج دختر خود موافقت کردند که این سهل انگاری در انتخاب همسر و ازدواج می تواند آسیب های زیادی در پی داشته باشد.
اگر چه جای شکرش باقی است که پسر جوان نادم و پشیمان است و با کمک درمان گران متخصص اعتیاد راهی برای بازگشت وجود دارد.
برای ورود به کانال تلگرام ما کلیک کنید.

تبلیغات

تمامی مطالب از سایت های مجاز فارسی و ایرانی تهیه و جمع آوری شده است، در صورت وجود هرگونه مشکل از طریق [email protected] تخلف اطلاع دهید.

جستجو های اخبار روز

جدیدترین اخبار

داغ ترین اخبار