کلانتری خودش کشاورزی را توسعه داد حالا می‌گوید مقصر کشاورزان هستند!/ هیچ راهی برای احیای دریاچه ارومیه وجود ندارد

پروفسور کردوانی، پدر کویرشناسی ایران و چهره ماندگار جغرفیا است. او سال ۱۳۴۵ پس از دریافت مدرک دکتری از آلمان به ارومیه آمد و عضو هیئت موسس دانشگاه ارومیه بود. پروفسور در دوران جوانی خاطراتی خوشی از دریاچه ارومیه دارد. کردوانی می‌گوید وقتی از او خواستند فکری برای دریاچه بکند با چهره ناشناس منطقه را بررسی کرد. نتیجه بررسی‌هایش اشک‌هایش را در می‌آورد. او معتقد است هیچ راهی برای احیای دریاچه وجود ندارد و منتقد جدی سیاست‌های دولت برای احیای دریاچه ارومیه است. کردوانی در گفت‌وگو با خبرگزاری دانشجو ضمن توضیح دلایل انتقاداتش، پیشنهاداتی برای دریاچه ارومیه مطرح می‌کند.

 

در سال‌های گذشته بحث‌های زیادی درباره احیای دریاچه ارومیه وجود دارد. شما از مخالفان این برنامه‌ها هستید. چرا؟

اخیراً آقای کلانتری مصاحبه کردند و گفته‌اند 7 میلیارد دلار در یک برنامه 10 ساله برای احیای دریاچه ارومیه در نظر گرفته شده است. بنابراین خیلی هزینه برای این کار می‌شود. آقای روحانی که رئیس جمهور شدند، کلانتری را انتخاب کردند به عنوان رئیس ستاد احیای دریاچه ارومیه. ایشان گفتند من نمی‌توانم باید آدم قدرتمندی باشد. معاون اول را در رأس گذاشتند که اعتبار بدهد بعد رئیس ستاد شد آقای کلانتری. ایشان آمد 500 دانشمند ایرانی و 50 دانشمند خارجی را به کار گرفت. آمدند نشستند و طرحی را در 19 ماده به هیئت دولت دادند. دولت تصویب کرد و شروع به کار کردند. اصل طرح این بود که به کشاورزان بگویند شما دو سال هیچی نکارید. باغ را آب ندهید. گفتند اگر زمین خوب بود 6 میلیون و اگر خوب نبود 5 میلیون می‌دهیم که زمینش را نکارد و آبش را در دریاچه بریزند. کلانتری معتقد است در زمان وزارت خودش اینجا توسعه پیدا کرد. 13 سال وزیر کشاورزی بود. تمام کشاورزی آن زمان توسعه پیدا کرد. حالا آقای وزیر کشاورزی مسئول شده می‌گوید این آب را کشاورزان هدر دادند! حالا باید چه کار کنیم؟ آب را از خودشان بگیریم.

 

از شما مشورت نگرفتند؟

سال 93 فریدون به من زنگ زد. گفت برادر رئیس جمهور هستم و آقای کلانتری می‌گوید کردوانی گفته باید دریاچه خشک بشود. گفتم به این دلیل به شما می‌گویم باید خشک بشود. بعد گفتم چه قدر اشتباه می‌کنیم! گفت چی؟ گفتم طرح نکاشت یعنی کشاورزان کشت نکنند! آخر اگر کشت نکنند یعنی علاوه بر این که باغشان به کلی از بین می‌رود، وقتی زاعت هم نمی‌کنند گاو و مرغ هم نمی‌تواند داشته باشد؛ چرا که علوفه و دان ندارد. گفت این کار ملغی می‌شود. خود برادر رئیس جمهور گفت. بعد رفتند و نشد!

 

اول همه طرفداران محیط زیست می‌گفتند که آب سدها مال دریاچه بوده؛ بنابراین تنها سدها را بشکافیم. راست می‌گویند تمام آب‌ها که می‌ریزد به دریاچه ارومیه هم سطحی  هم زیرزمینی برای دریاچه است. دریاچه سه منبع آبی دارد یکی مقداری بارش بود یکی آب‌های زیرزمینی می‌ریخت برای اینکه حوزه آبریز و پست‌ترین نقطه است. زمانی که هنوز انسان در این مناطق نبود همه این آب‌ها متعلق به این دریاچه بود. یعنی از یک رودی که می‌آمد در راه مقداری تبخیر می‌شد مقداری نفوذ می‌کرد بقیه‌اش به دریاچه می‌ریخت. طرفداران محیط زیست می گویند این آب‌ها برای دریاچه بوده پس آب‌های سطحی را برگردانیم. گفتند نمی‌توانیم سد را بشکافیم، برای اینکه اول باید آب شرب و صنعت را تأمین کنیم. پس این نشد. بعد گفتند آب دریای خزر را بیاوریم. معاونین وزارت نیرو آمدند گفتند هزینه انرژی این کار به اندازه هزینه کل انرژی مصرفی در کشور است. بعد گفتند از رود ارس آب بیاوریم. البته طرفداران محیط زیست با انتقال آب از جای دیگر مخالف بودند و می‌گفتند باید سد را بشکافند. ارس از طرف ارمنستان و آذربایجان می‌آید و سال به سال کمتر می‌شود. دعوای آب دارند. ضمناً باید میلیاردها تومان خرج کنند کانال درست کنند که آب را بیاورند. کشاورزان هم مخالف این کار بودند. این هم نشد!

 

هر کاری کردند که آب تهیه کنند در این دریاچه بریزند، نداشتند، نبود. تمام تکیه‌شان این بود که آن دو تا مدیران به اصطلاح برنامه فرهنگی و اجتماعی آذربایجان شرقی و غربی دونه دونه بروند خانه این کشاورزان راضی‌شان کنند که نکارند. گفتند نمی‌شود. باید بکاریم. کلانتری معتقد است که کشاورزان دریاچه را خشک کردند پس آبشان را باید از خودشان گرفت.

 

چه پیشنهادی به کشاورزان می‌دادند؟

آمدند چند برنامه شروع کردند اولی استفاده از آبیاری قطره‌ای و بارانی بود. این سیستم قطره‌ای بارانی را دولت در تمام کشور که اجرا می‌کند 85 درصد هزینه‌اش را خودش می‌دهد. 15 درصدش را کشاورزان می‌دهند. اینجا آمدند گفتند نه همه را ما می‌دهیم و کشاورزان راضی شدند. وقتی گفتند آبیاری قطره‌ای می‌کنیم، کشاورزان ول کردند رفتند سراغ کارشان، اگر قرار بود یک کشاورزی 15 درصد هزینه‌اش را بدهد خودش به کار نظارت داشت. بدون نظارت اکثرشان رفتند. این‌ها شروع کردند باغ‌ها را به قطره‌ای کردن. خدا می‌داند همین امسال امکان دارد چه قدر از این باغ‌ها خشک شود. باغ‌ها را بدون توجه به اینکه 14 ساله هستند قطره‌ای کردند.

 

 دومی آبیاری بارانی بود. یعنی زراعت گندم و جو سیب زمینی را غرقابی می‌دانند. گفتند بارانی کنیم. بارانی هم مناطقی که معمولاً باد دارد اقتصادی نیست، نمی‌شود! چراکه یک طرف می‌رود. یکی از برنامه‌هایشان این بود که شیوه‌های کم مصرف آبیاری قطره‌ای را بیاورند. درباره نوع کشت گیاه گفتند گیاهی بکارید که به آب کمتری نیاز دارد. مثلاً قدیم معتقد بودند که دریاچه اینجا انار بوده حالا کردنش درخت سیب یا می‌گویند چغندر نکارید، برید چیز دیگری بکارید که آب کمتری نیاز داشته باشد. اولاً اینها مشکل ایجاد می‌کند. آذربایجان غربی 5 تا کارخانه قند دارد. کشاورزی یک فعالیت اقتصادی است. در کشاورزی نمی‌شود گفت محض رضای خدا چغندر قند نکارید! خب نکارند، کارخانه بیکار می‌شود.

 

معتقدند که اگر این برنامه‌ها را اجرا کنند سالی تقریباً 300 تا 400 میلیون متر مکعب می‌توانند از طریق کشاورزی آب تأمین کنند.

 

چطور دریاچه به این روز افتاد؟

من معتقدم که این دریاچه اصلاً امکان احیایش نیست. به آقای قاضی پورم گفتم به غیر از دریاچه ارومیه بقیه دریاچه‌های ایران همه‌شان اگر آب باشد قابل احیا هستند اما دریاچه ارومیه متأسفانه امکان احیایش نیست. دریاچه‌های دیگر مثل آدمی هستند که زیر آوار مانده، لاغر شده، می‌خواهیم چاق بشود. ولی این دریاچه را مریض کردند! چه جوری؟ انقلاب که شد گفتند کشاورزی را توسعه بدهیم، صنعت را توسعه دهیم. 50 سال پیش من استاد دانشگاه ارومیه بودم. خود همین مقامات شاگرد من بودند. می‌گفتند آقای دکتر این آب به هرز می‌رود. می‌گفتند آب سدها دارد هرز می‌رود. آب را بگیریم و صنعت را  توسعه بدهیم. نه فقط آذربایجان، همه جای ایران این تفکر بود. اصفهان گفتند آب دارد هرز می‌رود توی باتلاق گاوخونی! بگذارید ما کشاورزی و صنعت را در مقابل آمریکا توسعه بدهیم. شهرها را توسعه بدهیم. دانشگاه‌ها را توسعه بدهیم.

 

 همه‌اش اسمش توسعه بود. بدون اینکه استفاده صحیح بشود. آمدند سدها را گرفتند برای شهر و صنایع، غافل از اینکه کشاورزان که آب سدها را نداشته باشند می‌روند سراغ آب‌های زیرزمینی! کشاورزان رفتند دور تا دور دریاچه چاه زدند. تا چند سال پیش وزارت نیرو می‌گفت که 23 هزار تا، بعد مقامات گفتند 53 هزار تا سال گذشته مدیر کل بحران آذربایجان شرقی گفت 88 هزار و 900 تا چاه زده‌اند. خب این چاهی که زدند چی شد این دریاچه منابع آبی چه بود؟

 

ببینید اگر دو تا لیوان را در دو تا دست بگیریم و وسط این‌ها آب باشد وسط این دو تا لیوان یک نی بگذاریم بعد یکی از لیوان‌ها را بالاتر ببریم، آب می‌رود داخل آن لیوانی که پایین‌تر است. به این می گویند ظروف مرتبط، یک زمانی ای بود که این دریاچه پست‌ترین نقطه بود، آب‌های زیرزمینی می‌رفت داخل دریاچه، ولی الآن این‌قدر چاه عمیق زدند که هرچقدر آب داخل دریاچه بریزیم می‌رود داخل این چاه‌ها!

 

طبق قانون ظرف مرتبط از سال 1370 آب دریاچه دارد می‌ریزد در دشت. محمدیان رئیس وقت جهاد کشاورزی آذربایجان شرقی گفته دو هزار هکتار از زمین‌ها اصلاً نمک زار و کویر شده است و باعث شده شهرهایی مثل ملکان، بناب، آذرشهر، عجب شیر، شبستر و اسکو تمام آب‌هایشان شور بشود و حتی تا چاه‌های تبریز هم رسیده است. در غرب تبریز نیروگاه درست کردند و ده‌ها حلقه چاه زدند که آب دریاچه را می‌کشد. نه به دولت نه به رئیس جمهور نمی‌گویند که دریاچه مریض شده! یعنی دریاچه هر چقدر تویش آب ببندیم می‌رود داخل چاه‌ها! می گویند ربطی ندارد. 350 روستا آب‌شان شور شده، به قدری شور شده که با تانکر برای این روستاها آب آشامیدنی می‌برند که زن‌ها و دخترانشان سر جاده می‌نشینند تا از تانکر گالن آب بگیرند. الاغ و گاو حیوانات از آب شور خوردند و می‌میرند. می گویند شوری این آب‌ها ربطی به دریاچه ندارد! پس برای کجاست؟ مردم می‌گویند، من هم قبول دارم، توسعه کشاورزی دریاچه را نابود کرد. خانم ابتکار گفت اگر دریاچه خشک شود نه تنها کشاورزی نابود می‌شود بلکه شهرها هم نابود می‌شود. فکر کرده مردم از آب دریاچه برای کشاورزی گرفتند! نه این‌قدر آب دریاچه شور است که ماهی هم تویش عمل نمی‌آید! اطراف دریاچه ارومیه چاه زیاد زدند که نابود شد! این که من می گویم هر چی شما آب بریزید دریاچه احیا نمی‌شود برای این است که هر چقدر آب بریزید زیرش سوراخ است و می‌رود. همین هست که در طول این چند سال هر چقدر آب ریختند نسبت به سال گذشته گفتند پایین‌تر رفته است. همین امسال که می گویند یک متر آمده بالا بارندگی که تمام شود، آخر تابستان نگاه کنید می‌بینید سطح آب باز هم پایین رفته است. می گویند برای تبخیر است. نه منطقه تبخیر ندارد! کرمان و قم و گرمسار تبخیر دارد. منطقه نیمه خشک است بنابراین تبخیر ندارد. از زیر می‌رود. نمی‌گویند از زیر رفته! در حالی که مجله بین‌المللی توسعه آب نوشت، این را سال 70 خود وزارت نیرو در همایش ارومیه اعلام کرد، آب دریاچه از عمق می‌رود. شاید از 22، 23 سال پیش این آب دارد می‌رود. معتقدم حتی دور دریاچه اصلاً زه کش درست کنند که حتی آب بارندگی داخل این دریاچه نرود. چراکه هر چقدر آب بریزند از زیر می‌رود و کشاورزی و باغ‌ها خشک می‌شوند. در نتیجه مردم مهاجرت می‌کنند و می‌روند.

 

 بگذریم که هزاران چاه را بستند. من آنجا بودم. وزارت نیرو در چاه را بست. اقلاً یک چاه برای ده خانوار است که نان می‌خورند. گفتند نکنید! دختر دانشجو داریم، قرض و بدهی داریم. بستند و رفتند. این ده خانواری که وقتی چاهش را بستید، کجا برود؟ بستند و رفتند، همین جور می‌بندند به این امید که دریاچه احیا شود. الآن از اقدامی که کردند دارند مأیوس می‌شوند. چرا؟ سال گذشته مگر قرار نبود که این برنامه اجرا شود؟ مگر کلانتری نگفت 19 طرح  ماده‌ای! قرارداد بستند با یک شرکت نروژی که برود مطالعه کند ببیند که امکان انتقال آب از دریای مازندران هست یا نیست؟ در حالی که سال‌هاست می گویند نیست. شاید میلیاردها دلار به این شرکت دادند. مگر همین سال گذشته نبود که طرح 19 ماده‌ای دادند؟ حالا همین پریروز آقای کلانتری گفتند که با همکاری دانشگاه صنعتی شریف، دانشگاه ارومیه و تبریز و مراکز تحقیقات بین‌المللی دانشگاه‌های زوریخ سوئیس، واخننینگ هلند و بن آلمان کار تدوین برنامه‌های احیای دریاچه ارومیه آغاز شد! سه سال پیش طرح دادند گفتند 500 دانشمند ایرانی 50 دانشمند خارجی مطالعه کردند و برنامه ریختند. پس همه‌اش ول است؟ حالا می‌رویم با این‌ها، پارسال با نروژ، الآن هم با پنج شش کشور دیگر! مردم سردرگم هستند. نمی‌دانند چه کنند! بنابراین این کار را می‌خواهند بکنند. استاندار آذربایجان گله کرد از نماینده سازمان ملل در ایران که از این 50 کارشناس خارجی که آمدند اینجا چندین نفرشان هیچ چیز نگفتند! خوردند و رفتند. گله کرده شما می گویید برنامه بنویسید برای احیای دریاچه، دریاچه احیا نمی‌شود. یک آلمانی در دانشگاه شریف دو سال پیش گفت دریاچه احیا نمی‌شود به پارک خورشیدی تبدیلش کنید که برق آذربایجان غربی و شرقی را بدهد. گفتم سالی 700 میلیون هزینه می‌کنند با این وضع اقتصادی دولت! پول را باید جایی خرج کرد که نتیجه بدهد.. همین چند روز پیش آقای جلالی رئیس سازمان جنگل‌ها و مراتع از رادیو پیام گفته که هشت هزار هکتار اطراف دریاچه جنگل کاری شده است. امسال می‌خواهیم دو برابر کنیم. چرا؟ برای مبارزه با ریزگرد! دریاچه اصلاً ریزگرد ندارد. یک نفر در تلویزیون گفت دریاچه ریزگرد دارد و باغ‌ها را از بین می‌برد. گفتم می‌بینی؟ گفت نمی‌بینیم! گفتم به دلیل اینکه ریزگرد ندارد. به دو دلیل ریزگرد ندارد یکی اینکه کریستال است و دوم اینکه منطقه 9 ما از سال بارندگی دارد خب باران که بیاید اگر نمک کم باشد خیس و گل می‌شود کما اینکه همان روزی که شبکه شما بودم یک آقایی گفت تماماً نمک درخت‌ها را از بین برده، گفت غیرمرئی است. اعلام کردم 9 ماه بارندگی هست غیر ممکن است ریزگرد نمکی به وجود بیاید. فوری از جندق جنوب دشت کویر خانمی زنگ زد و گفت حرف‌های پرفسور صحیح است برای اینکه تابستان که خشک می‌شود نمک راه می افتد، تا می‌خواهد بیاید با آب پاش آب می‌زنیم که ریزگرد نباشد. دور دریاچه یک نفر نمی‌تواند بگوید که ریزگرد می‌آید در حالی که شهردار تبریز گفته اگر فکری برای این ریزگرد نشود نه تنها آذربایجان و تبریز بلکه تمام ایران را نابود می‌کند. چنین چیزی وجود ندارد.

 

دارند همین جوری بازی می‌کنند. از سدهای شهید کاظمی و شهید مدنی آب پیدا کردن ریختن داخلش یک متر آمده بالا، دریاچه 32 میلیارد متر مکعب می‌خواهد. تازه دریاچه را قرار است با 12 میلیارد متر مکعب آب احیا کنند. 12 میلیارد آب بدهند، یک سوم آن دریاچه هم نخواهد شد. همین آبی که بارندگی شد، بردند قسمتی که کم عمق هست. چون اگر آنجایی که عمیق است ببندند باز هیچی! دریاچه ارومیه 92 درصدش کویر شده 10 درصدش به صورت باتلاق هست. دیگر باید بگویند کویر ارومیه! برای اینکه نمک است. عمقش 16 متر است. آبش طوری است که آدم می‌خواهد شنا کند نمی‌تواند برود پایین. یک حوض پرآب نمی‌شود آب دار نمی‌شود کفش آب دارد آن هم اگر بشود همین جور از زیر می‌رود. مثل آدمی که اسهال دارد. این شده که من گفتم دریاچه احیا نمی‌شود. مصاحبه کردن با کلانتری گفت اگر یک کسی در خانه داشتیم مریض بود بردن گفتند این خوب نمی‌شود این را ولش کنیم گناه نیست؟ برویم به او برسیم. منم می گویم اگر سرطان بود، زد به معده و روده نباید خیلی خرجش کنیم، احترامش بگذاریم شیمی درمانی کنیم. نه اینکه 7 میلیارد بی ثمر خرجش کنیم.

 

الآن کشاورزی مواد غذایی داریم می‌رویم خارج خواهش می‌کنم روغن 90، 95 درصد از خارج وارد می شو. د شکر 70 درصد وارد می‌کنیم. نان و شکر و قند و چای همه این‌ها را وارد می‌کنیم، بعد کشاورزی را تعطیل می‌کنیم آبش را می‌ریزید در دریاچه که دو مرتبه شور کنید.

 

پیشنهاد شما برای دریاچه چیست؟

دو سال پیش گفتم که این‌ها خائنند. من را به دادگاه برسانند تا بگویم. پریروز اعلام کردند 49 میلیارد تومان خسارت سال گذشته کشاورزان را دولت نداده، برای خشکسالی و کم آبی بوده. پریروز گفتند ده‌ها تن سیب زمینی در گلستان نابود می‌شود. کسی نمی‌خرد با این وضع هندوانه میناب را نمی‌خرند. با این وضع آبی که منطقه بدبخت بریزید کجا این‌ها به شهرها مهاجرت می‌کنند و می‌شوند مصرف کننده پس چرا این کار را می‌کنند. اولاً این دریاچه احیا نمی‌شود الان می گویند یک متر آمده بالا تابستان می گویند نه نسبت به سال گذشته بهتر شده چرا که 29 متر رفته پایین امسال ده سانتی متر رفته پایین پس باز هم رفته پایین! این از زیرش می‌رود اینجاست که اولاً دریاچه را احیا نکنید ولی اگر می‌خواهید احیا کنید به دلایلی نمک باید جمع شود. این نمک سرمایه عظیم و ملی است. یک زمانی ای ارومیه بودم و دریاچه می‌رفتم، مردم اطراف چند تا چاله می‌کندند  10 تا، 20 تا سلط می‌ریختند که نمک داشته باشند. الآن میلیاردها تن نمک هست که حتی تنی باشد باید کیلویی بخرند به قول پرفسور علا که تبریزی است نمونه را بردند برای خمیردندان عالی است. پس ما چیزی با ارزش داریم به مفت ندهیم.

 

این همه نمک را باید چه کار کنیم؟

من برنامه دارم. الآن گرمسار نمک ایران را می‌دهد ولی طوری برداشت می‌کنند که تا 20 سال دیگر تمام است. اطراف بندر عباس بختک صدها نفر از گنبدهای نمکی نمک استخراج می‌کنند. خور جندق تمام شکم این کویر را پاره کردند جوی‌های کانال‌های عمیق درست کردن حتی تجاوز کردند قسمت جنوبی‌اش برای اصفهان است تا نزدیک سمنان آمدند. دریاچه مهارلو جنوب شرق شیراز است الان تمام فاضلاب شیراز درونش می‌ریزد کثیف است و بو می‌دهد ما به نمک احتیاج داریم. منطقه اهواز با هلندی‌ها چندین سال است با برق آب دریا را خشک می‌کنند ازش نمک می‌گیرند. ضمناً در صنعت نفت چاه می‌خواهیم استخراج کنیم باید در چاه نمک بریزیم تا نفت و آب قاطی است. خیلی باید بریزند نمی‌شود نمک که ریختیم نفت میاد بالا می‌توانند استخراج کنند. تمام این مواد مصنوعی موبایل و صندلی چرمی و کیف هر چی شما می‌بینید نمک و نفت است. پس ما خیلی نمک احتیاج داریم. وزارت صنایع و معادن اعلام کند همه تعطیل به غیر از نمک طعام! از دریاچه برداشت کنید. یا مجانی به مصرف کنندگان بدهند. الآن تولید نمک قدیم‌تر دینامیتی بود. می‌خواهند این دریاچه را احیا کنند یک سوم را آب ببندند. عمق این دریاچه که 32 میلیارد متر مکعب آب داشت الآن اگر بخواهید احیایش کنید با این نمک این‌قدر شور می‌شود که نه تنها مثل قبل نیست بلکه بحر المیت می‌شود. یعنی موجودی درونش عمل نمی‌آید.

 

ولی اگر نمک را جمع کردید دریاچه شیرین می‌شود و می‌توان ماهی پرورش داد.

 

در گذشته تابستان‌ها از دریاچه هوای خنک می‌رفت. تابستان هوای داغ زمستان هوای سرد می‌رود که باغ‌ها را خشک می‌کند. این به خاطر نمک است.

 

جمع کردن نمک از نظر روانی هم مهم است. الآن پیرهای قدیم کنار دریاچه بودند الآن می‌بینند نمک شده! جوان‌ها می گویند ما بی لیاقتیم و کشورهای خارجی و آن‌هایی که رفتند خارج می گویند جمهوری اسلامی لیاقت نداشت، این دریاچه را خشک کرد و نمکزار کرد. به این دلایل نمک باید جمع شود و بفروشیم. بعد دو کار می‌توانیم بکنیم. یکی همان حرفی که آن آلمانی گفته بود. تبدیل به پارک خورشیدی کنیم برای اینکه امکان احیا ندارد برق آذربایجان شرقی و غربی را می‌دهد. من می گویم به بزرگ‌ترین پارک گیاهی حیوانی تبدیلش کنیم. ده سانتی متر سطح این دریاچه ماسه و تخم گیاه بریزیم چون منطقه 300، 350 میلی متر بارندگی دارند ظرف سه چهار سال علفزار می‌شود. بعد حیات وحش ول کنیم. بشود بزرگ‌ترین پارک گیاهی حیوانی دنیا. قبلاً 102 تا جزیره داشت. این جزیره‌ها را احیا کنیم یک جاده شمالی جنوبی و شرقی غربی کاری کنند که گردشگر می‌رود خرابکاری نکند. پارک زیبایی می‌شود که زیبایی دریاچه ارومیه یادشان می‌رود. ضمناً در گذشته این دریاچه بود هوای خنک به شهرستان آذربایجان شرقی می‌رفت ولی الآن هوای داغ می‌رود بعد هوا و نسیم و صدای حیوانات می‌رود دریاچه به این صورت احیا می‌شود. معتقدم از لحاظ اقتصادی اجتماعی زیست محیطی و سیاسی  خارجی‌ها هم دهنشان بسته می‌شود. اطراف دریاچه که بدبخت‌ترین آدم روزگار شدند و مهاجرت می‌کنند. با برنامه‌ای که دارم این‌قدر کشاورزان اطراف دریاچه ثروتمند می‌شوند. سراسر باغ‌های مکانیزه پسته درست کنند. پسته کیلویی 50، 60 هزار تومان! مکانیزه یعنی آبیاری قطره‌ای کنند آب به یک سوم می‌رسد که آب منطقه کم است. پسته به شوری مقاوم است یا مثل بناب زعفران بکارند که سال اول سه کیلو بعد الآن 5 کیلو در هر هکتار زعفران بر می‌دارد. زندگی‌شان عوض می‌شود. ولی آب‌هایی که شور شده به باغ‌های پسته بدهیم سراسر آب‌ها شور است در آینده ممکن است شورتر شود ولی آب‌هایشان را شیرین می‌کنیم. طرحی که می گویند تغذیه مصنوعی. تمام شش شهرستان آذربایجان شرقی و غربی که آب‌هایشان شور شده بالادست اینها چاه‌های تغذیه مصنوعی درست کنند اگر یک جا چاهی باشد که شور است در ارتفاعت بالاتر آب شیرین بریزیم شیرین می‌شود آبش را از رود ارس تأمین کنیم. زمستان آب نمی‌خواهند به دریاچه خزر می‌ریزد پس کانال درست کنند آب شیرینی که به دریاچه خزر می‌ریزد برگردانند اینجا برای تغذیه مصنوعی بکنند در چاه‌های بالادستی این آب‌ها شیرین می‌شود.

 

شما که گفتید نمی‌شود آب ارس را آورد!

 این آب شیرین است. گناه است میلیاردها تومان کانالش هزینه دارد. در این دریاچه بریزید که از این آب شور بیاید بیرون!؟ استاندار قبلی آذربایجان شرقی گفته بود ما نمی گذاریم که آبمان را در دریاچه بریزند. گفته بود آب شیرین را می‌دهیم که چاه شور را شیرین کند. با مقداری از آب ارس که در چاه‌های بالادستی بریزیم آب چاه‌ها شیرین می‌شود ولی نمی‌شود دریاچه را احیا کرد.

 

وقتی که آقای قاضی پور برای من نوشت که فکری برای دریاچه کن، دانشجویانی که بودند گفتند این نیست! آب چاه‌ها این دریاچه را مریض کرده! قیافه‌ام به کلی عوض کردم. رفتم ملکان و بناب و آذرشهر را دور زدم و رفتم ارومیه نشستم در هتل گریه کردم. گفتم دریاچه احیا نمی‌شود. فهمیدم آب‌های زیرزمینی این دریاچه را مریض کردند. عاشق دریاچه و ارومیه با اشک ریختم و گفتم احیا نمی‌شود.

تبلیغات

تمامی مطالب از سایت های مجاز فارسی و ایرانی تهیه و جمع آوری شده است، در صورت وجود هرگونه مشکل از طریق info@morix.ir تخلف اطلاع دهید.

جستجو های اخبار روز

جدیدترین اخبار

داغ ترین اخبار