طعم تلخ گيلاس برای مردی از جنس نخل های طلايی

جامعه هنری به سوگ نشست و در تقویم تاریخ هنر، چهاردهم تیر ماه با عنوان روزی شوم ثبت شد.

به گزارش خبرنگار شبکه مردمی اطلاع رسانی(شمانیوز) :  جامعه هنری به سوگ نشست و در تقویم تاریخ هنر، چهاردهم تیر ماه با عنوان روزی شوم ثبت شد؛ عباس کیارستمی، مردی از جنس هنر، عصر دیروز از میان ما رفت و سینمای جهان در غم از دست دادن وی سیاهپوش شد.

هنر از ابتدا در روح کیارستمی دمیده شده بود. او کارش را از ابتدای کودکی با نقاشی آغاز کرد و هنگامی که هجده ساله بود در مسابقه نقاشی به اولین جایزه هنری‌اش رسید و در دانشگاه تهران به تحصیل گرافیک مشغول شد که نتیجه این تحصیلات، آغاز کار وی در قامت یک نقاش تبلیغاتی بود و در موسسه‌ای که مشغول بود، به طراحی جلد کتاب و پوستر و آگهی بازرگانی می پرداخت.

در ادامه روند کاری اش به طراحی و ساختن تیتراژ فیلم رسید، که از جمله فیلم هایی که در روند ساخت تیتراژ و پوسترشان نقش داشت می توان فیلم «وسوسه شیطان» ساخته محمد زرین‌دست و «قیصر» و «رضا موتوری» به کارگردانی مسعود کیمیایی را نام برد.

سپس به دعوت مسئولان امور سینمایی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، به کانون رفت و برای اولین بار بر کرسی کارگردانی نشسته و فیلم کوتاه دوازده دقیقه ای «نان و کوچه» را ساخت که این تولید با موج نوی سینمای ایران و فیلم «گاو» مهرجویی در یک زمان بوده و روایتگر دانش آموزی بیچاره، که گرفتار یک سگ وحشی بود، شد.

با ساختن این فیلم کوتاه و پس از آن «زنگ تفریح»، عباس کیارستمی کارگردان شد و فیلم «مسافر»، که قصه پسری ده ساله و پر دردسر بود که می خواست برای تماشای مسابقه ی تیم فوتبال مورد علاقه اش به تهران برود را کارگردانی کرد، که پس از ساخت مسافر سر زبان ها افتاده و مطرح شد.

کیارستمی اولین جایزه جهانی خود را برای فیلم پنجاه و چهار دقیقه ای لباسی برای عروسی، از جشنواره مسکو گرفت و پس از آن نخستین فیلم بلند خود با عنوان «گزارش» را ساخت که داستان با رخ دادن یک ممیز مالیاتی آغاز شده و با خودکشی خاتمه می یافت، او پس از گزارش، قضیه ی اول،شکل دوم را ساخت و پس از کارگردانی این دو فیلم، بار دیگر به ساخت فیلم کوتاه روی آورده و فیلم هایی چون بهداشت دندان،همسرایان، همشهری و به ترتیب یا بدون ترتیب را کارگردانی نمود.
 
اوج کار عباس کیارستمی را می توان سال 1987 دانست که با ساختن فیلم «خانه دوست کجاست؟» موفق به اخذ نخل طلا ی کن از جشنواره ی فیلم کن شد و یکی از پر افتخار ترین جوایز را برای سینمای ایران به ارمغان آورد، که البته به غیر از جایزه کن موفق به دریافت جوایز جهانی دیگری چون پلنگ برنزی، جایزه ی فیبرشی و جایزه ی فیلم منتخب انجمن منتقدان لوکارنو، شد، این فیلم قصه ی پسری هشت ساله را روایت می کند که در تلاش است دفتر دوستش که در روستای همسایه زندگی می کند را بازگرداند و اگر موفق نشود، دوستش از مدرسه اخراج می شود.

او پس از خانه ی دوست کجاست دو فیلم زندگی و دیگر هیچ و زیر درختان زیتون را ساخت که به سه گانه ی کوکر معروف شدند، چون هر سه فیلم روستایی به نام کوکر را در ایران به تصویر می کشند، البته خود کیارستمی این سه فیلم را به عنوان سه گانه قبول نداشت و اعتقادش بر آن بود که دو فیلم آخر و طعم گیلاسش با هم سه گانه ای بر مبنای ارزش زندگی را می سازند.

جاده ی موفقیت های کیارستمی هم چنان ادامه دار بود و برای ساخت همه ی فیلم هایش از جمله زیر درختان زیتون، ده، پنج،ده روی ده و دیگر فیلم هایش تحسین منتقدان را برانگیخت و به جوایز بزرگ بین المللی نیل پیدا کرد و در نوامبر سال 2007 میلادی روزنامه ی گاردین، نام وی را در رتبه ی ششم ، بهترین چهل کارگردان معاصر سینما قرار داد.

از کار های متفاوتی که کیارستمی تجربه کرد، ساخت فیلم شیرین بود، که فیلم نشانگر چهره ی صد و سیزده بازیگر زن بی سخن به پرده ی سینماست ، که داستان شیرین و فرهاد را در قالب صدا های قرائت شده ای از منظومه ی خسرو وشیرین، روایت می کند.

کیارستمی به غیر از مسیر فیلم سازی موفق تجربه ی داوری در چند جشنواره ی جهانی از جمله جشنواره فیلم ونیز، جشنواره فیلم لوکارنو، جشنواره فیلم سباستین و...را داشت که به تازگی هم در لیست داوران اسکار قرار گرفتخ بود، اما متاسفانه عمرش کفاف داوری در این مراسم را نداد.

اما موفقیت های کیارستمی تنها در عرصه ی فیلم سازی و دنیا ی سینما محدود نشده و تجربه هایی مختلف در زمینه های آهنگ سازی، تدوین، بازیگری و رهبری اپرا را کسب کرد و به غیر از کارگردان با عنوان عکاس طبیعت هم پر آوازه بود و نمایشگاه های عکسی را در نقاط مختلف دنیا بر قرار کرد و به غیر از تمامی این هنر ها دستی هم در ادبیات داشت و کتاب هایی با نام های باد و برگ (شعر)، حافظ به روایت کیارستمی، سعدی از دست خویشتن فریاد و همراه با باد را منتشر کرد.

به درستی که کیارستمی همان نغمه است که مردم به یاد می سپارندش و کار های شگفتی که در طول حیات هفتاد و شش ساله ی خود به ثمر رسانده تا ابدیت در اذهان و دل های مرم باقی می ماند و مرگش تنها ضایعه ای است که احساس را می خراشد وگرنه کیارستمی با شاهکار هایش تا ابد هست و تاریخ به این بزرگ مردش می بالد.

عباس کیارستمی: وقتی آمد، آمد

وقتی بود، بود

وقتی رفت، بود

تبلیغات

تمامی مطالب از سایت های مجاز فارسی و ایرانی تهیه و جمع آوری شده است، در صورت وجود هرگونه مشکل از طریق [email protected] تخلف اطلاع دهید.

جستجو های اخبار روز

جدیدترین اخبار

داغ ترین اخبار