دیگ عروسی یا عزای وارثان قوم لوط؟!/ یک گزارش خواندنی +عکس و فیلم

به گزارش گروه فرهنگی جام نیوز، در حالی که این روزها هم زمان است با رژه های سالانه همجنس بازان در برخی کشورها و در اروپا مارش رژه آنها با صدای بلند گوش ها را کر کرده و آنها به کمک رسانه ها در حال تحمیل کامل خود به جوامع غربی هستند در گوشه ای دیگر از سرزمین های آمال و آرزوهای شان، یعنی آمریکا به یکباره یک حمله مرگبار آنها را در صدر اخبار جهان قرار داد.

این حمله تروریستی ظاهرا چندان هم به ضرر این گروه تمام نشده و آنها می توانند به مدد رسانه ها تا مدت ها روی آنتن، تاکتیک مظلوم نمایی خود را تمرین کنند.

یکی از تاکتیک های همجنس بازان که ظاهرا هم جواب داده، مظلوم نمایی است، این سیاست توانسته است انحرافات جنسی آنها را به مطالبه ای حقوقی و اجتماعی تبدیل کند.

این مساله نشانه هایی نیز دارد بطور مثال در موارد مشابهی که در آمریکا تیراندازی رخ می دهد و تعدادی کشته می شود تنها نگاه ها و ذهن ها به سمت نقد آزادی سلاح گرم می رود و کسی درباره حقوق انسانی کشته شدگان سراغی نمی گیرد اما در حمله به کلوب شبانه ای که گفته می شود بیشتر پاتوق همجنس بازان بوده، وضع فرق می کند.

آنچه اگر قرار است ناراحت کننده باشد مرگ 50 نفر و زخمی شدن تقریبا همین تعداد انسان است که در یک حمله تروریستی رقم خورده است اما به یکباره پیراهن عثمان همجنس بازان برافراشته می شود تا مظلوم نمایی تاریخی آنها تکرار شود و تراژدی مرگ روزانه انسان ها با سلاح در آمریکا به حاشیه رود.

اما سهم رسانه های فارسی زبان وابسته به دولت های غربی در پیشبرد این حربه گروه اجتماعی همجنس بازان قابل توجه بود.

شبکه یورونیوز گزارش داد: در سراسر ایالات متحده، گروه های سوگوار [!]، خواستار پایانِ خشونت و افزایش رَواداری نسبت به دگرباشانِ جنسی شدند.

تارنمای رادیوفرانسه که معمولا در خواب زمستانی بسر می برد و دیر به دیر بروز می شود هشیار شده و این روزها حسابی فعال شده است.

دولتمردان این کشور یعنی رئیس جمهور و نخست وزیر فرانسه فورا خود را به سفارت آمریکا رسانده و برای همجنس بازان چنین سوگنامه خواندند: "آمریکا مورد حمله قرار گرفت، اما این آزادی بود که هدف گرفته شده بود، آزادی انتخاب گرایش جنسیتی، آزادی انتخاب شیوه زندگی."

گفتنی است در دوران ریاست جمهوری فرانسوا هولاند، قانون ازدواج هم‌جنس بازان در فرانسه، با وجود مخالفت‌های گسترده مردمی تصویب شد.

دویچه وله علاوه بر گزارش های متعدد، خط مظلوم نمایی این طیف را پی گرفت. این رسانه دولتی آلمان بر پایه یک ادعا درباره خنثی سازی حمله ای دیگر علیه همجنس بازان، تصویری از حضور پرشمار نشان داد که نمادهای همجنس خواهانه در دست داشتند. گویا این طیف که برای اولین بار است با یک حمله تروریستی در کل ادوار برپایی اجتماعات شان مواجه شده اند همواره در خطر آسیب بوده اند.

صدای آمریکا هم که چندان مانند رادیو فرانسه بروز عمل نمی کند به عنوان رسانه میزبان کشوری که این رویداد تروریستی در آن رخ داده، خط تولید گزارش و خبر به راه انداخت.

گفتنی است روز جمعه همچنین در همین باشگاه یک مورد تیراندازی دیگری رخ داده بود که طی آن یک خواننده زن کشته شد [اینجا]رویدادی که به هیچ عنوان جایی در تارنمای سایت صدای آمریکا و رادیو فردا نیافت.

اما رادیو فردا نیز بعد از اخبار و گزارش های متعدد از این واقعه، مدعی شد طیف همجنس بازان با تهدیدی تازه مواجه بوده که البته به خیر گذشته است. رویه ای که در سایت دویچه وله هم مشهود بود.

 رادیو زمانه هم درام احساسی و تراژدی تکراری "عشق و نفرت" را برای حمایت از مظلوم بازخوانی کرد.

این روال در بی بی سی فارسی هم دنبال شد.

البته این همه تلاش ها جدای از گزارش ها و تحلیل های گسترده در این رسانه بود و فقط به جنبه مظلوم نمایی برای همجنس بازان اشاره داشت.

اما در گوشه ای دیگر از دنیا و به موازات این حمله، داعش یک روز جلوتر حمله مرگ بار دیگری روز شنبه ۲۲ خرداد در منطقه زینبیه در حومۀ دمشق، پایتخت سوریه، تدارک دید و طی انفجاری در منطقه شیعه نشین دست کم ۱۲ نفر کشته و دهها نفر زخمی شدند. بسیاری از کشته ها و زخمی ها از زنان و کودکان بوده اند اما حمله مرگبار دوم که اتفاقا یک روز بعد حوالی بامداد یکشنبه در بیست و پنج کیلومتری مرکز تفریحی «دنیای والت دیزنی» روی داد، کانون توجه رسانه ها شد و این رسانه ها ابدا اشاره ای هم بدان نداشتند.

همجنس بازان و رویایی که در حال تحقق است

اما در شرح تلاش های همجنس بازان و سیری که آنها پیموده اند تا توانسته اند به این موفقیت ها برسند، حرف بسیار است.
 

بطور کلی، همجنس بازان خسته از داغ ننگ غیرطبیعی بودن اکنون به شدت دنبال آن هستند رفتارشان مورد تائید قرار گیرد و دارای همان امتیازات حقوقی و اجتماعی شوند که سایر افرادی که هنجارهای اخلاقی جامعه را رعایت می کنند.

آنان مصمم اند با تغییر اصول اخلاقی حاکم بر جامعه، حتی اگر به قیمت ویرانی جامعه سنتی هم باشد به اهداف خود برسند.

بطور مثال در غرب دیگر کمتر اثری از خانواده و ازدواج سنتی مانده است و مفهوم این دو کاملا در حال تغییر است. هر زن و مردی می توانند بدون آنکه مراحل یک ازدواج سنتی مانند آشنایی خانواده ها، خواستگاری، عقد و ثبت قانونی را طی کرده باشد زیر یک سقف زندگی کنند اما در مورد همجنس بازی این مساله کاملا فرق دارد عاملان و حامیان این عمل غیرانسانی که کاملا رویاروی ازدواج و خانواده است، می کوشند با استفاده از تقدسی که از این دو در ذهن ها مانده، کار خود را پیش ببرند، دو همجنس باز در مقابل دوربین قرار می گیرند، دوستان و خانواده هایشان هم می آیند، کشیش حاضر می شود، خطبه عقد خوانده می شود، طرفین حلقه ازدواج به دست می کنند و نمایش تمام می شود.

همجنس بازان از جامعه صرفا تساهل حقوقی درباره رفتارهای زشت خود را نمی خواهند بلکه خواهان آن هستند که همگان این رفتارها را تائید کنند.

اساس راهبرد آنها دست زدن به اقدام هایی هوشمندانه جهت انحراف اذهان از رفتارهای غیرطبیعی شان از طریق ملزم کردن جامعه با تکیه روی حقوق مدنی فردی آنها است.

همجنس بازی در طول تاریخ بشر همواره غیرعادی تلقی می شده و در نتیجه عاملان آن به سبب رفتارشان مورد تعقیب قانونی، رانده شدن از اجتماع و حتی اعدام قرار می گرفته اند.

خلاصه اینکه امید نهفته در راهبرد همجنس بازان مدرن جهت پذیرش اجتماعی آنها این است که برای رفتار خود عللی طبیعی دست و پا کنند، اگر فردی با وضعیتی به دنیا آمد که سبب رفتاری خاص برای او بشود، دیگر نمی توان گفت که این انتخاب او بوده است و او را به رفتاری غیراخلاقی متهم کرد.

مشکل این نظریه این است که هیچ کس تاکنون نتوانسته کوچکترین تفاوتی از نظر ژنتیکی، هورمونی یا شیمیایی میان همجنس بازان و دیگران پیدا کند. افزون بر این، چنانچه عللی فیزیکی برای این امر اگر وجود داشت می باید میان جمعیت جهان یکسان یافت شود.

موسسه تحقیقات علمی در زمینه امور جنسی طی پژوهشی به این نتیجه رسیده است کودکانی که در خانواده های غیرمذهبی بزرگ می شوند 450 درصد بیشتر از دیگر کودکان امکان دارد روش زندگی همجنس بازانه را انتخاب کند.

پروفسور روانپزشک جوزف برگر از دانشگاه تورنتو کانادا می نویسد: من هرگز به کسی برنخورده ام که بطور مادرزادی همجنس باز باشد. ادعای فطری بود همجنس بازی موضع سیاسی دیرینه همجنس بازان است که به جامعه بقبولانند همجنس بازی بیان دیگری از میل جنسی سالم بشر است که کاملا با ناهمجنس خواهی یکسان است. این امر به هیچ وجه پایه علمی ندارد.

اما آیا امور جنسی انسان باید با اهداف والای اخلاقی زندگی به گونه ای تنگاتنگ در هم تنیده باشد تا در خدمت اهداف معنوی، اجتماعی و تکوینی قرار گیرد؟ یا این که تمام امور جنسی بشر و در نتیجه بخش مهمی از آنچه ارزش های انسانی را تشکیل می دهد، فقط موضوعی شخصی است و هیچ هدف گسترده تری ندارد تا جامعه برای آن حرفی داشته باشد؟

115

تبلیغات

تمامی مطالب از سایت های مجاز فارسی و ایرانی تهیه و جمع آوری شده است، در صورت وجود هرگونه مشکل از طریق info@morix.ir تخلف اطلاع دهید.

جدیدترین اخبار

داغ ترین اخبار