میراث گردشگری غیراخلاقی برای زنان فیلیپینی +عکس

به گزارش گروه فرهنگی جام نیوز، غربی‌ها هر جا بروند هم فرهنگ خود را با خود می برند و هم می کوشند خود و اعمال و رفتارشان را به قوانین دیگر کشورها تحمیل کنند.

این داستان کشورهایی است که بویژه آمریکایی ها در آنجا جا پای خود را سفت کرده اند.

حکایت انتقال فرهنگ و اخلاق جنسی غربی و صدور انقلاب جنسی به کشورهای مقصد شاید از تلخ ترین موضوعات دهه های اخیر باشد.

مردان اروپایی و آمریکایی که از دیرباز به‌عنوان گردشگر جنسی رهسپار کشورهایی نظیر تایلند، ویتنام و فیلیپین می‌شوند، به خود حق می دهند هر نوع سوءاستفاده از زنان و دختران این کشورها داشته باشند انجام کارهایی که در کشورهای خودشان بسیار خطرناک است، و اجازه اعمال آن را ندارند.

در بین این کشورها، فیلیپین به مکانی دلخواه برای جولان انحرافات جنسی مردان غربی تبدیل شده است.

گزارشی که در ادامه می خوانید بخشی مربوط به شبکه راشاتودی و ادامه آن مربوط به سایت آلمانی دویچه وله است.

تلویزیون راشاتودی گزارش می دهد: طی جنگ ویتنام، فیلیپینی‌ها یک مرکز «استراحت و سرگرمی» برای گروهان آمریکایی طراحی نمودند تا 10.000 سرباز آمریکایی در جستجوی سرگرمی های مورد علاقه خود باشند.

بعد از آن با پشتیبانی بانک جهانی از سیاست دولت فیلیپین در رابطه با توسعه گردشگری، وام‌های کلان جهت تأسیس زیرساخت‌های آن پرداخت شد، و دولت مردان این کشور با اتخاذ راحت ترین راه برای رشد توریسم، تصمیم به فروش زنان این کشور گرفتند.

با اینکه ریشه موضوع به زمان جنگ سرد و مرکز "استراحت و سرگرمی" بر می‌گردد اما با این حال تصویب توافق‌نامه حضور موقت نیروهای آمریکایی بین دولت فیلیپین و آمریکا (VFA) در سال 1998 روسپی‌گری در این کشور افزایش و البته نهادینه شد.

50 هزار کودک بدون پدر، ثمره گردشگران جنسی غربی

نتیجه اعمال چنین سیاستی در فیلیپین از سوی آمریکا بر جای ماندن پنجاه هزار کودک بی‌پدر تا سال 1992 بود که اغلب زنان فاحشه فیلیپینی موفق به سقط کردن آن‌ها نشده بودند. بسیاری از این کودکان بار دیگر به چرخه توریسم جنسی بازگردانده شده و یا به گروه های قاچاق انسان فروخته می‌شوند.

در این گزارش مستند و مصور آمده است که اغلب، دروغ این مردان موجب بارداری نابهنگام زنان می‌شود و در بعضی موارد پس از تعرض جنسی، زنان کتک خورده‌اند. یکی از همین زنان به نام سارا به این اشاره کرد که پدر فرزندش یک مرد استرالیایی بود که اول او را حسابی مست کرد و سپس به او تعرض کرد. وقتی که سارا به هوش می‌آید، مرد استرالیایی که وی را حامله کرده بود، می‌گوید: «اتفاقی نیافتاده است».

زنانی برای کتک‌خوردن

سارا، مثل بسیاری دیگر از زنان این شهر مجبور به روسپی‌گری جهت تامین مخارج است. پسرش، نزد خاله‌اش به نام «نالی» زندگی می‌کند؛ خاله‌ای که خودش یک دختر نامشروع از یک توریست اسکاتلندی دارد. این مرد توریست به نالی گفته بود که وازکتومی کرده و نازاست.

«ژان لستر» کودک 12 ساله‌ای است که به شدت دوست دارد روزی پدرش را ببیند. پدر او یک توریست آلمانی است که قبل از متولد شدن، وی و مادرش را ترک کرد. مادر ژان هم وقتی دو ماهش بود، او را ترک می‌کند و به همسایه‌اش به نام «پیا» که تغییر جنسیت هم داده است، می‌سپارد.

«ماری آن»، دیگر محصول تجارت جنسی، دوست صمیمی ژان لستر است که پدر او هم یک توریست آلمانی فراری است. این دختر 12 ساله به خوبی دنیای سیاه مادرش را می‌شناسد: «نمی‌خواهم در آینده مثل مادرم باشم. نمی‌خواهم مثل او فقط دو کلاس درس بخوانم و در کلوپ‌های شبانه کار کنم چون می‌خواهم پزشک شوم».

زنان و کودکان کشورهای فقیر، قربانی امیال توریست‌های ثروتمند

به هر ترتیب، بخش اعظم صنعت توریسم جنسی را مردان کشورهای ثروتمندی تشکیل می‌دهند که برای استثمار جنسی زنان کشورهای فقیر و درحال توسعه، روانه این مناطق می‌شوند.

سایت آلمانی دویچه وله این رویداد تلخ را اندکی خلاصه تر بازگو می کند و البته از گردشگران آلمانی که در این بساط شریک اند، نامی نمی برد و اسامی را به تیغ سانسور و فیلترینگ می سپارد، ادامه گزارش به روایت این سایت آلمانی:

کودکانی که زاده رابطه جنسی زنان فیلیپین با گردشگران خارجی[عمدتا غربی] هستند با دیگر کودکان این کشور تفاوت دارند. بیشتر آنها بی آنکه پدر خود را بشناسند روزگار می‌گذرانند و فقر شدید مشخصه اصلی زندگی‌ آنهاست.

کودکانی حاصل از سکس گردشگران

بسیاری از زنان و کودکان شهر اولونگاپوی فیلیپین در جدال با فقر و تنگدستی به خودفروشی تن می‌دهند. البته بسیاری از زنان روسپی این شهر از مناطق دیگر فیلیپین برای تن‌فروشی به این شهر روی آورده و کار در کافه‌های شبانه را پیشه کرده‌اند. در اولونگاپو دسترسی به ابزار جلوگیری از بارداری بسیار دشوار است و به همین دلیل هر سال هزاران کودک از رابطه این زنان با گردشگران به دنیا می‌آیند.

نسل بی‌پدر

دانیل چهارساله احتمالا پدر آمریکایی‌اش را هرگز نخواهد دید. برادر و خواهرهایش پدری فیلیپینی دارند. مادر دانیل سال‌هاست در یک کافه شبانه روسپی‌گری می‌کند تا مخارج زندگی کودکان‌اش را بتواند تامین کند.

میراث گردشگران سکس برای زنان و کودکان

رایان (وسط) علاقه عجیبی به توپ بسکتبال دارد و می‌تواند تمام روز را به بازی با آن بپردازد. پدر رایان ژاپنی است. مادر رایان به عنوان کارگر سکس در کافه‌ای شبانه در شهر اولونگاپو کار می‌کند. او در خانه‌ای روستایی در جزیره میندانائو پرورش یافته است. رایان چهار خواهر و برادر دیگر نیز دارد که همگی از پدرانی جداگانه هستند.

پروانه

لیلا هر روز کوله‌پشتی‌ای به پشت خود می‌اندازد که در آن مداد و دفترش قرار دارد. آرزوی این دختر پنج ساله این است که سال دیگر به مدرسه برود. او به احتمال زیاد به آرزویش نخواهد رسید. مادر لیلا برای او تعریف کرده که پدر اروپایی اش پروانه‌ای بوده که پس از آگاهی از باردارشدن مادر غیب شده است.

این گزارش را با سخنانی از"نينوتچکا روسکا" نويسنده معروف فيليپينی درباره تاریخچه این فاجعه به پایان می بریم.

وی طی مصاحبه‌ ای درباره علت تبدیل شدن این کشور به یک مقصد مشهور برای گردشگران غربی با وجود غیرقانونی بودن تن‌فروشی می گوید: «تن فروشی حقیقتاً تا زمان ورود اسپانیایی‌ها در این مجمع الجزایر ناشناخته بود. هیچ واژه بومی برای آن وجود ندارد. ما به جای آن از واژه اسپانیایی «پوتا» (فاحشه) استفاده می‌کنیم. اما حتی تحت دوران اسپانیا هم این مساله حقیقتاً ناشناخته بود. در سال 1900 سرشماری نشان می‌دهد که در شهر مانیل تنها 11 زن تن‌فروشی می‌کردند که چهار تن از آنان خارجی بودند. در اوايل 1900 به واسطه ورود ارتش ايالات متحده روسپی‌گری سازماندهی شده و در مقیاسی وسیع پایه گذاری شد.

115

تبلیغات

تمامی مطالب از سایت های مجاز فارسی و ایرانی تهیه و جمع آوری شده است، در صورت وجود هرگونه مشکل از طریق info@morix.ir تخلف اطلاع دهید.

جدیدترین اخبار

داغ ترین اخبار