اعترافات جوان زورگیر در شمال تهران پس از دستگیری

زورگیری و سرقت به یکی از جرائمی تبدیل شده است که آمار آن بیداد میکند. جرم و جنایت در بین جوانان بسیار زیاد شده است . جوان دستگیر شده زورگیر در اعترافاتش بیان داشت که شاید زیاده خواهی او دلیل اینهمه جرم و جنایت باشد . جرائمی که آینده جوان را تا پایان عمر تحت الشعاع قرار میدهد.

 پسر جوانی که به اتهام سرقت و زورگیری ازنوجوانان شمال شهر دستگیر شده است، می گوید از این کار خسته شده و می خواهد پس از توبه به زندگی عادی برگردد.

این جوان 23 ساله که در شمال تهران دستگیر شده است. برای سومین بار از سوی مأموران به اتهام سرقت و زورگیری دستگیر می شود.

زورگیری ، زورگیری در تهران ، سرقتزورگیری از بچه پولدارها در شمال تهران

در این گزارش گفت وگویی را که با متهم انجام شده می خوانیم:


به چه اتهامی دستگیر شده ای؟

سرقت و زورگیری از نوجوانان شمال شهر.

چرا از آنها سرقت می کردی؟

آنها پولدار هستند و فکر نمی کنم سرقت 100 یا 200 هزار تومن برای آنها مشکلی ایجاد کند اما من و همدستانم به این پول نیاز داریم ما از بچگی طعم فقر را چشیده ایم.

طعم فقر باعث می شود دست به سرقت بزنید؟

وقتی بچه ای نصف تو سن داشته باشد و لباس مارک دار بپوشد یا در رستوران های آنچنانی غذا بخورد به آدم برمی خورد.

چگونه تصمیم به سرقت گرفتید؟

من و دو نفر از بچه محل هایم به نام رضا و احمد از 6 ماه پیش تصمیم گرفتیم با تشکیل یک باند دست به سرقت از نوجوانان شمال شهر بزنیم. 3 نفری سوار بر موتورسیکلت در شمال شهر پرسه می زدیم و با شناسایی نوجوانانی که به قیافه شان می خورد پولدار باشند با چاقو از آنها زورگیری می کردیم. در این مدت هم از 35 نوجوان به روش زورگیری سرقت کرده ایم.

چقدر پول به دست آوردید؟

در کل 4 میلیون تومان به دست آورده ایم که بین خودمان تقسیم کرده ایم. از این پول یک میلیون و 400 تومان به من رسید.

با پول ها چه کردید؟همه را خرج رفیق بازی و قلیان کردم.
سابقه داری؟

سه بار دستگیر شده ام و به زندان افتاده ام. آخرین بار در زندان با رضا آشنا شدم و بعد از اینکه آزادشدیم همدست دیگرمان به ما ملحق شد که سرقت ها را شروع کردیم.

در سرقت ها از خشونت استفاده می کردید؟

خیر طعمه های ما آنقدر کوچک بودند که برق چاقو آنها را می ترساند و به هیچ وجه مقاومت نمی کردند.

چگونه دستگیر شدید؟

در خیابان گاندی از یک نوجوان زورگیری می کردیم که بسیار سر و صدا راه انداخت اما توانستیم فرار کنیم چون در زمان تعطیلی مدرسه بود. وسوسه شدیم از یک نفر دیگر سرقت کنیم. مشغول پرسه زدن در خیابان بودیم که گشت پلیس سر رسید و ما را دستگیر کرد. البته می دانستم بالاخره دستگیر می شوم اما فکر نمی کردم به این زودی مأموران سر برسند و من 6 ماه پس از آزادی از زندان دوباره دستگیر شوم. باید دوباره چند ماهی در زندان بمانم و رد مال کنم.درست است کمبودهایی در زندگی داشتم اما زیاده خواهی های خودم و دوستانم بی اثر نبود.

نمی خواهی توبه کنی؟

شاید لازم باشد این کار را بکنم اما دیگر از زندان رفتن خسته شده ام. می خواهم به سرکار بروم برای خودم درآمد داشته باشم.

تبلیغات

تمامی مطالب از سایت های مجاز فارسی و ایرانی تهیه و جمع آوری شده است، در صورت وجود هرگونه مشکل از طریق [email protected] تخلف اطلاع دهید.

جستجو های اخبار روز

جدیدترین اخبار

داغ ترین اخبار