بیوتاک : بیوگرافی John MacTavish |مردی از جنس اقتدار

ما مسافریم, استاد ما باید برویم. همیشه ممکن است کمی بیشتر فرصت باقی باشد اما همیشه انتهایی هم وجود دارد.فراتر از آخرین کوه های آبی رنگی که از برف محروم شده اند. همه ی آن ها سراسر خشم هستند و در انتها دریا را درخشان می کنند, این هم حکایت ماست…

سری محبوب Call of Duty دارای قهرمانان بسیاری است که خیلی از آنها سربازانی وظیفه شناسند و تعدادی دیگر به دلیل مهارت هایی که دارند به عنوان کاپیتان های با تجربه محسوب می شوند که پیروزی های بسیاری کسب کرده اند.

امروز ما یکی از این قهرمانان را معرفی می کنیم که به یقین می توان او را کاپیتانی لایق دانست که طرفداران بسیاری دارد.کاپیتان John Soap که همه او را با لقب همیشگی اش MacTavish می شناسند برای اولین بار در نسخه ی Call of Duty 4: Modern Warfare سری ندای وظیفه ظاهر شد و از همان ابتدا نشان داد که چه مهارت های مهمی دارد.

3993726_20140223125720

او به عنوان یک گروهبان و سرباز نیروهای ویژه شناخته می شد و به عنوان تک تیرانداز و متخصص تخریب به S.A.S. Regiment خدمت می کرد. پس از آن در نسخه های دیگر Call of Duty: Modern Warfare 2 و Call of Duty: Modern Warfare 3 نیز او را دیدیم که این بار دیگر به کاپیتانی با تجربه تر تبدیل شده بود و در کنار افراد مهمی از جمله کاپیتان جان پرایس (John Price), گروهبان Gary Sanderson که او را با لقب Roach می شناسیم و هم چنین ستوان Simon Riley که لقب Ghost را به او داده بودند می جنگید.

او تحت فرمان ستوان رایلی بود و نقش مهمی در طول بحران ملی Ultranationalist درون بازی ایفا می کرد. او در ابتدا تنها یک تازه کار بود که به نیروی هوایی ویژه در بریتانیا پیوسته بود و در تیم Bravo زیر نظر کاپیتان Price در عملیات های مختلیف شرکت می کرد.

 کاپیتان جان پرایس (John Price)

کاپیتان جان پرایس (John Price)

اما این امر باعث نشد که مهارت هایش دیده شود بلکه بازیکنان در طول Call of Duty 4: Modern Warfare شاهد توانایی های بسیاری فوق العاده ای از سوی او بودند که همین قابلیت ها در انتها این سرباز تازه کار را به یک کاپیتان شناخته شده تبدیل کرد.

او در روم کاتولیک به دنیا آمد و هیچ وقت مشخص نشد پیش از این که به عنوان سرباز به ارتش ملحق شود چگونه زندگی می کرده, او اولین بار در اسکاتلند دیده شد و لهجه ی اسکاتلندی او نیز در بازی بیانگر این است که مدت زیادی در این کشور زندگی کرده است.

مکتاویش کار خود را در S.A.S. قبل از دومین جنگ داخلی روسیه آغاز کرد و اولین فرمانده ی او نیز کاپیتان پرایس بود. در ابتدا او به عنوان یک گروهبان انجام وظیفه می کرد در حالی که روزی در اردوگاه آموزشی SAS که در Credenhill انجام می شد او توانست با استفاده از تکنیک عالی نشان داد که به عنوان شخصی که در SAS انجام وظیفه می کند به خوبی با سلاح های مختلف آشنا است و به سرعت از تمامی آن ها در مواقع ضروری استفاده می کند.

Gary Sanderson

Gary Sanderson

او کم کم خود و مهارت هایش را به روئسای مختلف نشان می داد و همین امر باعث می شد روز به روز بیشتر موفق شود. پس از آن او در آزمونی که داشت به سرعت و با موفقیت توانست به یک کشتی باری در تنگه ی بریتانیا نفوذ کرده ماموریت خود را به خوبی پشت سر بگذارد.

در این بین او به کمک کاپیتان پرایس توانست افراد بسیاری را نجات داده و بمب هسته ای را از بین ببرد. پس از اتمام ماموریت آن دو توانستند زنده به مقر بازگردند و برای اولین بار بود که کاپیتان تحت تاثیر توانایی های جان قرار گرفت.

community_image_1415812680

پس از آن گروه به قسمتی دیگر سفر کردند تا در ماموریت بعدی خود نیکولای را پیدا کنند ، قصد داشتند تا اطلاعات مختلفی از او که حالا در یک کشتی باری و به صورت پنهانی مخفی شده بود به دست بیاورند.

آن ها قصد داشتند تا نیکولای را از منطقه ی نبرد خارج کنند و به کمک هم موفق به انجام این کار شدند. دشمن مقابل آن ها در واقع گروهی بودند که رابطه ی نزدیکی با یکی از کشورها داشتند و به گونه ای متحد آن ها محسوب می شدند.

Simon Riley

Simon Riley

این گروه به رهبری Sergeant Kamarov به مقابله با تیم براوو پرداختند, تیم به همراه نیکولای با استفاده از یک هلیکوپتر برای فرار اقدام کردند اما با گلوله هایی که از یک موشک Ultranationalist به سمتشان پرتاب می شد با حمله ای هوایی مواجه شدند.

اما این شرایطی نبود که اعضای تیم از آن بترسند یا کنار بکشند به همین دلیل جان به کمک کاپیتان و دیگر هم رزمان خود توانستند با کمک یک AC-130H Spectre Gunship از خط هوایی دشمن عبور کرده و با پشتیبانی Wildfire ماموریت خود را با موفقیت پشت سر بگذارند.

ماموریت بعدی جان با تیم براوو بود و آن ها پاکسازی یک روستای متروکه را بر عهده داشتند تا بتوانند خالد الاسد را پیدا کنند. پس از جستوجو در روستا توانستند او را پیدا کنند و از او بازجویی کنند, خالد کشته شد اما کاپیتان متوجه شد که منبع سلاح ها شخص او بوده است.

Soap_MW2

در این بین جان مهم ترین نقش در این ماموریت را بر عهده گرفت و به هر دو تفنگ تک تیرانداز M249 و M21 مجهز شد.او از راه دور تیم را پوشش می داد و کار خود را نیز به خوبی انجام داد بپس از این که اوضاع کمی پیچیده شد گروه دستور عقب نشینی گرفت و جان نیز مجبور شد به همراه تیم براوو به قسمت پایینی روستا برود.

پوشش های عالی سلاح های ضد هواپیما در مجاورت آن باعث می شد که گروه بتواند بهتر از قبل در مقابل دشمن قرار بگیرد و همین ایستادگی آن ها بود که در انتها به موفقیت ماموریت منجر شد.

tumblr_mp3r77Qfnk1rmfzd9o1_1280

پس از آن جان و بقیه ی اعضای تیم براوو به کمک تفنگداران دریایی ایالات متحده توسط گروهبان گریگز از روستا خارج شدند و توانستند از محل مورد نظر دور شوند.

آخرین ماموریت جان مَکتاویش در جنگ های داخلی روسیه بود که در آن جا توانست نهایت مهارت های عالی خود را نشان دهد. او عضو مشترک تفنگداران دریایی ایالات متحده و هم چنین اپراتور های SAS بود و ماموریت آن ها نیز در جهت از بین بردن توانایی های هسته ای Imran Zakhaev بود.

Imran Zakhaev

پس از گروه بندی شدن جان به همراه متحدان خود وارد یک پاسگاه مرزی شد و به عنوان بخشی از ماموریت قرار بود پسر Zakhaev که Viktor Zakhaev  نام داشت را بگیرند.

پس از چند ساعتی گروه به یک کاروان در پایگاه می رسد که توسط شخص ویکتور رهبری می شود.تیم براوو خود را جا به عنوان نگهبانان زدند و همین امر باعث شد ویکتور به آن اجازه ی ورود به مرکز را بدهد.هرچند آن ها پس از ورود به مرکز به سرعت هویت واقعی خود را نشان داده و به نیروها حمله کردند.

john_soap_mactavish_by_ninapixie-d6fakjt

جنگ در گرفت و جان و گریگز به عنوان تک تیراندازی مسئول پشتیبانی تیم شدند و از بالای یک برج شروع به ارز بین بردن دشمنان کردند. با این حال ویگتور یک نارنجک به سمت برج پرتاب کرد که انفجار آن باعث شد پایه های برج شکسته و جان به زمین بیفتند.

فاصله ی آن ها از نیرو های خودی حالا خیلی بیشتر شده بود و اوضاع تحت کنترل نبود اما جان به خوبی می توانست به دنبا ویکتور برود به همین دلیل به سرعت به تعقیب او پرداخت.

پس از کمی تعقیب و گریز جان توانست ویکتور را در یک روستای کوچک پیدا کند, تعدادی از اعضای دیگر تیم نیز به سرعت به او ملحق شدند و سرانجام با رهبری جان توانستند ویکتور را دستگیر کرده و اسرار خیانت پدر او را کشف کنند و همین امر به معنی موفقیت در ماموریتشان محسوب می شد.

Soap_europe

پس از آن بود که جان دیگر به خوبی شناخته شده بود و دوستان بسیاری داشت, همه ی هم رزمان و فرمانده هانش او را دوستی پر قدرت و هم چنین سربازی با مهارت می دانستند. او در ماموریت های بیشتری هم شرکت کرد و مدام نشان داد که می تواند موفقیت های بسیاری کسب کند.

او کم کم به کاپیتانی با تجربه تبدیل شد که رهبری عملیات های دشوار بسیاری را بر عهده گرفت و گروه های مختلفی را رهبری کرد. در این بین جان با یوری آشنا شد و آن هم در جنگ های مختلفی یکدیگر را ملاقات کردند.

سرانجام مکتاویش در یکی از عملیات های خود در حالی که تلاش می کرد تا Vladimir Makarov را ترور کرده و او را از بین ببرد به همراه یوری گرفتار یک انفجار شد و از فاصله ی بسیار زیادی به پایین سقوط کرد.

Soap_dead

به دلیل خونریزی زیاد مکتاویش جان خود را از دست داد اما پس از مرگ او یوری به همراه کاپیتان پرایس متوجه شدند به دلیل خیانتی که به او شده بود در این انفجار غیرمنتظره گیر افتاد.

با این حال این اتفاق باعث نشد از خود گذشتگی ها و موفقیت هایی که جان در نبرد ها و عملیات های مختلف کسب کرده بود فراموش شود.پس از مرگ جان, این خبر به مک میلان گزارش شد و از آن پس به بعد نام John MacTavish برای او ثبت گردید.

Soap_tags_2

پس از گذشت مدتی Hereford بزرگداشت جانبازان SAS را برگزار کرد و پس از به خاک سپردن جان همه آن را با نام کاپیتان مکتاویش به خاطر سپردند.

با این حال مرگ جان باعث نشد همه چیز تمام شود و ماکاروف که باعث و بانی کشته شدن او بود بتواند به راحتی فرار گند. کاپیتان پرایس قصد داشت هرطور که شده انتقام او را بگیرد و سرانجام در پایان جنگ جهانی سوم باری دیگر با ماکاروف رو به رو شد.

Vladimir_Makarov_No_Russian_flashback_Blood_Brothers_MW3

این بار پرایس بود که رهبری ترور و کشتن ماکاروف را بر عهده گرفته بود و درست پیش از این که عملی انجام دهد گفت : اینم به خاطر Soap “

آخرین تیر باعث کشته شدن ماکاروف شد و پرایس توانست پس از گذشت مدت ها, انتقام دوست و هم رزم خوب خود را بگیرد و حالا دیگر همه چیز تمام شده بود.

با این حال مکتاویش هنوز هم فراموش نشده است و بازیکنانی که او را می شناسند به خوبی از مهارت ها و موفقیت هایش آگاه هستند.

MW3SoapShowingAwards

همانطور که جان مکتاویش در بخشی از دفتری که در آن وقایع روزانه ی خود را ثبت می کرد چنین نوشت :

” ما مسافریم, استاد ما باید برویم. همیشه ممکن است کمی بیشتر فرصت باقی باشد اما همیشه انتهایی هم وجود دارد.فراتر از آخرین کوه های آبی رنگی که از برف محروم شده اند. همه ی آن ها سراسر خشم هستند و در انتها دریا را درخشان می کنند, این هم حکایت ماست…”

Extras-1

ما هم می دانیم که او کسی نبود که فکر کند هیچ وقت قرار نیست بمیرد, اما باز هم به خوبی در ماموریت های خود شرکت می کرد و در انتها نیز با افتخار جانش را از دست داد.

هم چنان با بازی تاک همراه باشید.

تبلیغات

تمامی مطالب از سایت های مجاز فارسی و ایرانی تهیه و جمع آوری شده است، در صورت وجود هرگونه مشکل از طریق info@morix.ir تخلف اطلاع دهید.

جدیدترین اخبار

داغ ترین اخبار